سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
آدمى نهفته در زیر زبان خویش است . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :29
بازدید دیروز :85
کل بازدید :217128
تعداد کل یاداشته ها : 423
97/7/2
4:42 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
مسلم فروزان نیا[103]

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

سوال – آداب مسلمانی در خانواده را توضیح بدهید .
پاسخ – این بحث را در برنامه های قبلی به مناسبتی اشاره کرده ایم ولی الان قویتر وارد اصول این بحث می شویم و بصورت فهرست وار آن چیزی که موجب می شود خانواده استحکام و تداوم پیدا کند و آسایش در آن باشد را بیان می کنم . نگاه اسلام به خانواده نگاه مقدسی است . و خانواده نخستین نهاد اجتماعی است که شخصیت فرزندان در آن شکل می گیرد و به همین دلیل است که روایت داریم که در اسلام بنایی با ارزش تر از بنای ازدواج و خانواده نیست . تاکید اسلام بر خانوادهخ در درجه نخست بدست آوردن آرامش است . لتسکنوا علیها . اینکه خانواده باعث آرامش و سکینه بشود ، و بین آنها دوستی و ملاطفت باشد . در یک بخش از جامعه گاهی کانون های خانواده از هم می پاشد و منجر به طلاق می شود . مثلا می گویند از هر ده ازدواج فلان قدر منجر به طلاق می شود و ما امیدواریم که به صفر برسد . بخش دیگر در جامعه طلاق های عاطفی است . در طلاق عاطفی زن و شوهر زیر یک سقف هستند و با هم زندگی می کنند ولی با هم همدل نیستند ، پشتیبان هم نیستند و در کنار هم آرامش ندارند . آقایی می گفت که آرامش من وقتی است که به سر کار می روم و همسرم هم به سرکار می رود . این خیلی بد است . این نکته ی مقابل فرهنگ قرآنی است که تعبیر جعلکم مودة و رحمه را دارد . من قبل اینکه به سلسله اصول بپردازم که عامل دوام خانواده است روایتی از امام صادق (ع) می خوانم . امام صادق (ع) می فرماید : یک انسان در خانواده اش به سه چیز احتیاج دارد . اگر این سه تا صفت در ذات او نیست آنرا بدست بیاورد . بعضی صفات ذاتی است . مثلا ما کسانی را داریم که صبور هستند . ولی بعضی ها عصبانی هستند و اگر این افراد بخواهند صبور بشوند سختی دارد . بعضی ها خوش استعداد و پرحافظه هستند . انسان خوش حافظه اگر درسی را حفظ کند بسهولت این کار را می کند ولی انسان کم حافظه همین درس را با زحمت حفظ می کند . این را تکلف می گویند . تکلف یعنی کاری که در ذات انسان نیست و انسان این را به خودش می قبولاند . پس این سه تا ویژگی را افراد یا دارند یا ندارند . اگر ندارند با زحمت آنرا برای خودشان کسب کنند . می فرماید : اول معاشرت زیبا یعنی آراستگی در برخورد همان که قرآن می فرماید : واشروهن بالمعروف .معاشرت به معنای برخورد و ارتباط داشتن است . مثلا آراستگی . رسول خدا به چهره اش اهمیت می داد ، عطر می زند و می فرمود که من عطر را دوست دارم و دوست دارم که این کار ادامه پیدا کند و این سنت من است . موها را کوتاه می کرد و ناخن ها را می گرفت و موها را شانه می زد . زن یکی از اصحاب متدین پیامبر پیش ایشان آمد و از همسرش گله کرد که او فرد خوبی است و اهل نماز شب است و به همه ی کارهایش می رسد اما به ظاهر خودش نمی رسد ، ژولیده ، نامرتب است و کمتر به خانه می آید . در همان موقع آیه نازل شد که ای پیامبر به مردم بگو که حلال های خدا را بر خودتان حرام نکنید . آنجا که خدا می فرماید که گوشت خوک حرام است ، شراب حرام است نخورید . وقتی من کم سن بودم آقایی سخنرانی می کرد و می فرمود : زیبایی و آراستگی در افراد مسن باید بیشتر باشد . زیرا جوان خودش یک زیبایی ذاتی دارد و اگر دست به سرش هم بکشد جلوه می کند ولی شما مسن ها آن قدر تمیز و منظم باشید که عروس و نوه دوست داشته باشند و بخواهند که به خانه ی شما بیایند . وقتی خانم یا آقا مسن می شوند به اقتضای کهولت سن مقداری زیبایی را از دست می دهند و اگر عطر نزنی و به ظاهر خودت نرسید خودبخود تنفر و زدگی را ایجاد می کنید . دیگر اینکه ایشان می گفتند که در زندگی بچه هایتان دخالت نکنید . اگر می خواهید که عروس خانم شما را تحویل بگیرد و حضور شما در خانه باعث گرمی بشود . امام رضا (ع ) روزی چند بار موهایشان را شانه می زدند و می فرمودند که این کار بیماری را رفع می کند . پیامبر فرمود : چند تا سنت در سر و چند تا سنت در بدن است . یعنی اینها روش پیامبر است . سنت پیامبر دو قسم است . یکی سنت واجب است که انسان باید آنرا انجام بدهد . مثل اینکه پیامبر نماز خوانده است و ما هم باید بخوانیم . یا مثل او حج انجام بدهیم . یکی دیگر سنتی است که فضیلت است . سنت های سر یکی مسواک ، آب در دهان کردن ، کوتاه کردن مو . سنت در بدن یکی از بین بدن موهای زائد ، عطر زدن . پس این یک بخش معاشرت جمیله است و یک بحث آن در گفتمان است . وقتی حضرت زهرا می خواست شوهرش را صدا بزند می فرمود : پسر عمو یا ابالحسن . حضرت فاطمه در آخرین صحبت هایش با شوهرش می فرمود که علی جان دلم می خواهد بدانم که تو از من راضی هستی یا نه ؟ هنگام مرگ رضایت همسر مهم است . معاشرت جمیله این است که همسر را با نام خوب صدا بزنید ، تحقیر نکنید و جلوی جمع همدیگر را نکوبید . بعضی ها به فرهنگ مقایسه عادت دارند . می گویند که خوش به حال فلانی . عجب زن و بچه ای دارد . بعضی ها با مزاح و شوخی عادت دارند که کلماتی بکار ببرند که خانواده را مکدر می کند ، ای کاش شانس داشتیم و ای کاش این نمی شد . معاشرت جمیله کنایه از این است که الفاظی که گفته می شود و برخوردهایی که انجام می شود زیبا باشد . امام می فرماید : دیگری آسان گیری و سخت گیر نبودن . امام صادق (ع) فرمود که در مومن سه تا چیز نیست . یکی از آنها سخت گیری است که در مومن نیست . بعضی خانم ها می گویند که شوهر من این قدر سخت گیر است که اجازه نمی دهد من با پسرخاله ام احوالپرسی بکنم یا نمی گذارد ما به عروسی و میهمانی برویم ممکن است که نامحرم شما را ببیند . حتی خانمی می گفت که آقای ما وقتی صبح سرکار می رود در را قفل می کند و ظهر که می آید در را باز می کند . این بدبینی در بعضی از آقایان هست . آقایی می گفت که داماد من انسان خوب و مذهبی است ولی حتی اجازه نمی دهد که بچه هایش برنامه ی کودک نگاه کنند . می گوید که آهنگ آن اشکال دارد . من نمی خواهم روی آهنگ هایی که از صدا و سیما پخش می شود مهر تایید بزنم . ملاک حلیت حرمت است . ممکن است که صدا و سیما هم از دست خارج بشود و موسیقی های غیر شرعی هم پخش کند . اگر شما تلویزیون جمهوری اسلامی را با تلویزیون های دیگر مقایسه بکنید ، می بینید در بخش کودکان آمیزه های خوبی دارد و این پدر چقدر باید سخت گیر باشد . من گفتم که این بچه الان تحت سیطره ی توست ولی اگر از دست تو خارج بشود دیگر نه نماز می خواند و نه تکالیف دینی انجام می دهد و از دین زده می شود و عقده ای بار می آید . بعضی ها در تهیه لوازم زندگی سخت می گیرند . مثلا به دیگران کمک می کنند ولی به بچه ی خودش نمی رسد . پس معاشرت زیبا و آسان گیری و دیگری غیور بودن است که اینها سه ضلع یک مثلث هستند . امام می فرماید : دیگری غیور بودن است . آقا باید نسبت به حجاب خانواده رفت و آمد فرزندان حساس باشد . درست است که دخترش دانشگاه می رود با برای کار بیمارستان می رود یا خانمش در بیرون کار می کند که اسلام نسبت به اینها منعی ندارد اما آقا توجه داشته باشد که با چه کسی تعامل و گفتگو دارد . علی (ع ) فرمود : ای آقایان آیا حیا نمی کنید
؟ مردی که ازهمسرش اطاعت کند او را با صورت به آتش جهنم پرتاب می کنند. فردی گفت : چه اطاعتی ؟ اگر همسر ما بگوید که زیارت برویم مگر بد است ؟ اگر همسرمان بگوید که برویم بیرون شام بخوریم بد است ؟ اگر بگوید که برویم برای خانه میزی بخریم بد است ؟ اینها که بد نیست . حضرت سه مثال فرمود : زنی از مردش تقاضا می کند که به حمام برود . قدیم حمام بیرون بوده است . حالا شما بگویید که امروز خانمی می خواهد به استخر یا جکوزی برود یا خانمی می خواهد رانندگی یاد بگیرد . فرمود : یا خانمی می خواهد به عروسی یا عزا برود ، با لباس نازک و بدن نما یا چهره ای که شرعی نیست بیرون برود و اگر مرد به این وضعیت راضی باشد او را با صورت به جهنم می اندازند . منظور از غیرت این است که مردها حساس باشند . بعضی مواقع پدر می گوید که حریف دختر نمی شوم .این دیگر عذر بدتر از گناه است . من نمی گویم با درگیری و نا امنی و بی اعتمادی مراقب دختر باشد . روایت داریم :اگر در برخورد با جوانان سرزنش و ملامت بکنید لجوج بار می آیند . ما باید یک ترسیم آگاهانه داشته باشیم .دخترم اگر با پسری دوست شدی ، بعدها در ازدواج تو خدشه ایجاد می شود ، برای تو در جامعه سرخوردگی ایجاد می شود ، اگر در جامعه لباس مناسب داشته باشی موجب امنیت تو می شود و باعث می شود که در معرض چشم بیگانگان قرار نگیری . با گفتگوی صحیح ، با ابراز آثار مثبت حجاب و آثار بد حجابی این کار را انجام بدهند . در دینداری و نماز هم همین جور است . خوب است خود پدر و مادر الگو باشند این خیلی مهم است . جوانی که در خانه می بیند پدرش دروغ نمی گوید ، با مادرش بدرفتاری نمی کند ، مقید به نماز صبح است ، لقمه ی حرام در خانه نمی آورد .خمس مالش را می پردازد ، پشت سر برادر و خواهرش حرف نمی زند ، این خودبخود می شود آیه که می فرماید: مردم را جز به زبانتان به دین دعوت کنید . آن تعدادی که مردم با رفتار پیامبر مسلمان شدند با گفتار و استدلال های او مسلمان نشدند . مردم می دیدند که او ساده زیست است با همسرش مهربان است ، اهل تلاش است و گفتار صادقانه دارد . مردم مکه را رفتار پیامبر مسلمان کرد . پیامبر در فتح مکه همه را بخشید . حالا ممکن است این مطالبی را که ما می گوییم صد درصد جواب ندهد . ممکن است پدری هم نمازخوان باشد و هم خمس بدهد یا اصلا بنده ی برگزیده ی خداست و یک بچه ی فاسد دارد . نوح با اینکه بنده ی برگزیده ی خدا بود ، فرزندش صالح نبود . از طرف دیگر داشته ایم کسانی مثل فرعون ولی همسری مثل آسیه دارد . تا آنجا که در دست ماست توصیه می کنیم ولی وقتی ازدست ما خارج شد ، ما باید فقط دعا کنیم که خدا آنها را نجات بدهد . و یک جوری مسیر زندگی شان را عوض کنید. با ازدواج ، با شغل و با رفیق می توانیم در او تغییر و تحول ایجاد کنیم . پس این مثلث سه ضلع دارد . معاشرت جمیله ، آسان گیری وغیرت . البته در اسلام غیرت زیادی هم ممنوع است . بعضی ها تعصب زیادی نسبت به خانواده دارند . آقایانی که بدبین هستند و حساسند یکی از دلایلش این است که خانم شان را دوست دارند . یعنی محبت زیاد باعث این می شود . خانم ها فکر نکنند که این آقای بدی است بلکه چون خانم را خیلی دوست دارد حتی دوست ندارد که خانم با آقایی هم کلام بشود . توصیه ی ما همان بحث اعتدال و میانه روی است

سوال - – ادامه آداب مسلمانی در خانواده را توضیح بفرمایید .
پاسخ – یکی اصل تقدیر و تشکر از یکدیگر است . دیگری بحث اعتدال و میانه روی در زندگی است .یعنی انسان در زندگی نه افراط داشته باشد نه تفریط . یکی از مفسرین می گوید که این بحث در همه ی فرهنگ های قرآن حاکم است . حتی وقتی سوال می کنند که گاو بنی اسرائیل چه رنگ و چه سنی باشد ، تاکید بر روی اعتدال است . حتی سوال می شود که چه مقدار انفاق انجام بدهیم قرآن می فرماید : معتدل انفاق کنید . در سوره فرقان داریم وقتی انفاق می کنید اسراف نکنید و بخل هم نورزید . این یک اصل حاکم است که اگر بخواهیم آن را در اعتقادات بگوییم ما باید در باورهای مان هم اعتدال داشته باشیم . نه خیلی معتقد به جبر باشیم ونه معتقد باشیم که همه چیز به ما واگذارد شده است و اختیار محض داریم . درنهج البلاغه می فرماید که اگر از مردم خیلی تعریف کنید تملق است و اگر کم تعریف کنید حسادت است . دو تا مرز دارد . بعضی ها خیلی تعریف می کنند و هدفی دارند این چاپلوسی است . داریم : اگر بیشتر از آن چیزی که استحقاقش را دارد تعریف بکنید این تملق می شود . اگر لیسانس بود و گفتی فوق لیسانس تملق است واگر گفتی دیپلم حسادت است . در مسائل مربوط به حوزه ی اقتصاد نه باید خیلی سخت گیری کرد و رفاه را برای خانواده قفرا هم نکرد نه خیلی اسراف و ریخت و پاش که بچه هر چه دلش بخواهد برای او فراهم کنید . بچه باید بداند یک مرزها و حدهایی هست . داریم : روش مومن در زندگی میانه روی است . یعنی مقتصد است . حضرت امیر خانه ی کسی برای عیادت رفت که خانه ی خیلی بزرگی داشت . و امکانات فراوانی داشت . حضرت فرمود : خانه ی خوبی داری . نگفت که چرا خانه ی بزرگی داری ؟ داریم : یکی از نشانه های سعادت انسان بزرگی خانه اش است. فرمود : چه خوب است در این خانه از دیگران هم پذیرایی کنی و دست دیگران را هم بگیری . همین فرد یک برادری داشت که در غار زندگی می کرد وبه خودش سخت می گرفت و عبادت می کرد . حضرت امیر سراغ برادر او رفت و گفت ای دشمن نفس خودت ، چرا زینت ها را بر خودت حرام می کنی و این جوری زندگی می کنی ؟ دو برادر یکی افراطی و یکی تفریطی . حضرت با هر دو مقابله کرد . وبه آنها تذکر داد . در خصوص خانواده این اصل کاربرد زیادی دارد . در مسائل اقتصادی و رفت و آمد و مسائل خانوادگی خاص . اگر انسان در خانواده حریم را رعایت نکند . این عدم رعایت اعتدال است . درست است که این خانم همسر شماست و باهم صمیمی هستید ولی فحش دادن ، ناسزا گفتن و تحقیرکردن نباید باشد و حریم ها باید رعایت بشود. پدر و پسری خیلی با هم دوست هستند با هم به ورزشگاه می روند و به تفریح می روند ولی باید حریم پدری و فرزندی حفظ بشود . سیره ی معصومین هم این را نشان می دهد . دو جلد کتاب بنام اخلاق درنهج البلاغه از آیت الله مکارم شیرازی است . در این کتاب صفات متقین را شرح داده است . حتی بعضی از بزرگان در قدیم به بچه هایشان می گفتند که این خطبه را حفظ کنند . در این خطبه بیش از صد صفت برای متقین آمده است . ما می توانیم بر اساس این صفات از خودمان آزمون بگیریم و به خودمان نمره بدهیم . از میان این صد صفت یکی این است که متقین تعامل وپوشش شان میانه روی است . اگر کسی آنقدر غرق در خانواده شد که پدر و مادرش را فراموش کرد ، این افراط است و جایز نیست . یا اینقدر وابسته به پدر و مادرش است که همه ی تصمیماتش را مادرش می گیرد و خودش بی اراده است و این همسرش را زجر می دهد . خانمی می گفت که ما تازه ازدواج کرده ایم و تمام تصمیم گیری شوهر من به دهان مادرش است . هرچه او بگوید انجام می دهد . مراقبت توسط بزرگتر ها عالی است ولی دخالت زشت است . دخالت غیر از مراقبت است . پیامبر بعد از ازدواج حضرت علی (ع) و فاطمه پیش حضرت علی (ع) آمد و پرسید که فاطمه چگونه همسری است ؟ ایشان فرمود : او کمک من در بندگی خداست . از فاطمه پرسید و فاطمه گفت که خوب شوهری است .این اشکالی ندارد که یک پدرزن یا مادر زن این را سوال کند . بعد پیامبر به حضرت علی (ع) فرمود : کارهای خانه با زهرا و کارهای بیرون با شما است . گاهی اگر نکاتی را می دید به آنها تذکر می داد . یک روز وارد خانه ی زهرا شد و دید پرده ای آویخته است . البته پرده و فرش خوب در خانه اشکالی ندارد ولی آن زمان مسلمانان در تنگنای اقتصادی بودند و عده ای در ایوان مسجد می خوابیدند و خانه نداشتند و همه تحت فشار بودند و حتی وقتی بود که سه شبانه روز فقط خرما می خوردند . در آن روز پیامبر سلامی کرد و برگشت و فاطمه فهمید که پدر ناراحت شده است . حضرت زهرا پرده را جمع کرد و داد به کسی که آن را به پیامبر بدهد که بفروشد و خرج فقرا بکند . پیامبر نمی خواهد دخالت و برخورد بکند می خواهد مدیریت بکند . این کاری است که در جامعه ی ما باید به آن خیلی توجه بشود . بزرگترها باید درزندگی زوج های جوان دخالت مستقیم نداشته باشند و اجازه بدهند که خودشان تصمیم بگیرند ،ممکن است که اشتباه بکنند . اعتدال به این معناست کهنه رها کردن نه دخالت .
کتاب آموزه های اخلاقی رفتاری امامان توسط بوستان کتاب چاپ شده است . که در مورد رفتار و اخلاق امامان در خانواده است. درسوره فرقان خدا دعایی از زبان بندگان برگزیده نقل می کنند . یعنی انسانهای ممتاز این جوری دعا می کنند : خدایا ما و خانواده های مان را نور چشم مان قرار بده و ما را پیشوای متقین قرار بده . انشاءالله خانواده و فرزندان ما نور چشم باشند نه خار چشم .



  
  

سوال – توضیحاتی در ادامه ی آداب مسلمانی در خانواده بفرمایید .
پاسخ – خانواده نخستین نهاد اجتماعی است که شخصیت فرزند در آن شکل می گیرد . و اسلام هم برای این کانون اهمیت ویژه ای قائل است . تعابیری که در قرآن در مورد مرد و زن آمده مبنی بر اینکه باعث آرامش ، مودت و رحمت باشید . کدام خانواده باعث آرامش است ؟ کدام خانواده برای هم پوشش و لباس هستند ؟ طبیعتا این خانواده یک شرایطی دارد . کدام خانواده به تعبیری که قبلا داشتیم نور چشم است . قرآن می فرماید که بعضی از خانواده ها دشمن انسان هستند. یکسری اصول و مبانی است که بکار بستن این اصول و مبانی موجب می شود که آن خانواده ی نورچشم را داشته باشیم و ما آن خانواده ی مطلوب دینی را از نظر اسلام بتوانیم معرفی کنیم . من به دو اصل دیگر اشاره می کنم . اصل اول اصل وفای بعهد است . در قرآن و روایات خیلی تاکید شده که به قول تان عمل کنید ، بدقولی نکنید ، پایبند به عهدتان باشید . حضرت علی (ع) در نامه ی 53 به مالک اشتر نامه ای نوشته است که یک از نویسندگان مسیحی این نامه را با منشور سازمان ملل مقایسه کرد بود که این نامه چه برتری هایی بر آن منشور دارد با اینکه 1400 سال از نظر زمانی فاصله دارند . منشور سازمان بین الملل را کارشناسان ساعتها روی آن بحث کرده اند و نوشته اند اما این نامه را خود حضرت امیر به مالک اشتر نوشته است . در این کتاب نوشته شده که فرق منشور سازمان ملل با این نامه این است که منشور سازمان بین الملل را اولین کسانی که زیر پا گذاشتند خود نویسندگان آن بودند ولی منشور حضرت علی (ع) به مالک اشتر اولین کسی که به آن عمل کرد خود آقا بودند . در این نامه حضرت به مالک اشتر می نویسد : چیزی میان واجبات الهی بالاتر از وفای بعهد نیست با تمام اختلافی که مردم با هم دارند . زیرا کارها با هم فرق می کند ، شکل ها با هم فرق می کند و دیدگاهها با هم فرق می کند این تعبیر عظیمی است . بعد حضرت فرمود : مالک حتی مشرکین هم ملزم به آن هستند یعنی مسلمان وغیر مسلمان ندارد و مشرکین هم قبل از اسلام در بین خودشان مقید بودند که وفای به عهد داشته باشند و ما در روایت داریم که اصل دین دو چیز است . یکی امانت داری و یکی وفای بعهد . ما با افراد مختلف با سلیقه های مختلف تعامل داریم ، ما باید بهم اعتماد داشته باشیم و اگر اعتماد از بین برود زندگی از هم می پاشد . وقتی کاسبی قیمت یک جنس را به شما می گوید ، شما باید به او اعتماد کنید که درست می گوید یا کسی مطلبی به شما می گوید یا درسی را تدریس می کند یعنی ما باید در تمام امور به یکدیگر اعتماد کنیم ، از جمله در خانواده . یکی از ریشه و مبانی اصل اعتماد وقای بعهد است . یعنی زمانی اعتماد سازی درست می شود که ما صداقت به وفای عهد داشته باشیم . وعده ای که می دهیم خلاف آن عمل نکنیم و دروغ نگوییم . ما سه جور وفای بعهد داریم . یکی عهد با خدا است که در قرآن هم بیشتر همین عهد آمده است . کسانی که با عهدشان با خدا وفا می کنند . عهد با خدا یعنی این که ما بقول پیامبر با خدا خدعه نکنید . نگویید تو را می پرستیم و چیز دیگری بپرستید یا پول بپرستید و بگویید : ایاک نعبد . نگویید : اهدناالصراط المستقیم و بر سبیل انحراف باشید . نگویید : انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و کفران نعمت کنید . این وفای عهد با خداست که در سوره ی یاسین هم آمده است . الم اعهد الیکم یا بنی آدم ...مردم شیطان را تبعیت نکنید و از من اطاعت کنید ، این عهد با خدا می شود . اگر کسی عهدش را با خدا بشکند ، خدا در قرآن او را لعنت کرده است . دوم عهد با امام است . مثل دعای عهد که می خوانیم . حضرت علی (ع) می فرماید : امام عهدی بر گردن شما دارد . حدیثی از امام رضا (ع) داریم : یکی از نشانه های عهد با امام این است که به زیارت آن حضرت بروید . همین که شما به زیارت امام رضا (ع) می روید یعنی اینکه ما سر عهدمان هستیم . بعضی ها می گویند که برای چه باید به زیارت برویم ؟ یعنی بعبارت دیگر من دارم دوستی ام را ابراز می کنم . عهد سوم پیمانهایی است که با خودمان می بندیم . به همسر ، بچه ، پدر و مادر قول می دهیم . در روایت داریم : کسی که امانت دار نباشد ایمان ندارد . کسی که به عهدش وفا نکند ایمان ندارد . شخصی گفت که دیدم پیامبر در آفتاب گرم ایستاده بود و گفتم که یا رسول الله چرا اینجا ایستاده اید ؟ فرمود که با کسی اینجا قرار دارم . گفتم که به سایه بروید و بایستید . فرمود : نه من با او اینجا قرار دارم . یکی از ویژگی های حضرت ابراهیم این بود که صادق الوعد بود . رسول خدا قبل از رسالتش قراری با سلمان گذاشته بود که گوسفندان شان را با هم به چرا ببرند . رسول خدا سر قرار آمد ولی دید که عمار نیامده است . صبر کرد و او دیر آمد . عمار گفت : آقا می گذاشتی که حیوانات به چرا بروند . حضرت فرمود که نه من با تو قرا گذاشته بودم که حیوانات را با هم به چرا ببریم . اینها نکاتی است که می بینیم غیر مسلمان آنرا رعایت می کند . اینها از اصل های جهانی است که همه آنرا رعایت می کنند . در معارف حضرت مسیح و زبور آل داوود و معارف حضرت موسی یکی از اصیلی ترین دعوت انبیاء الهی دعوت به وفای به عهد است . در خانه قولی که زن و شوهر به یکدیگر می دهند بپای آن بایستند . مخصوصا وعده ای که به بچه ها می دهید به آن عمل کنید . ممکن است که انسان یادش برود و شرایطی پیش بیاید ولی این طور نباشد که تعهداتی که نسبت به هم دارند فراموش بکنند مخصوصا تعهدات کلیدی . وقتی این آقا با خانم ازدواج می کند و اظهار محبت و دوست داشتن می کند ، بعد زیر قولش نزند . به همسرش خیانت نکند . اگر با به عهدی قسم خورده باشیم آن عهد واجب می شود ولی وقتی قسم نمی خوریم یک تعهد اخلاقی داریم . من به شما قول داده ام که برای شما کاری انجام بدهم ، باید به آن عمل کنم و اگر این کار را نکنم خلف وعده کرده ام و این کار گناه است . حالااگر قسم خوردم که این کار را برای شما انجام بدهم و ندهم ، بحث کفاره پیش می آید . اصل دوم اصل نصیحت پذیری یا خیر خواهی است . پیامبر اکرم سه بار فرمود : دین چیزی جزء خیرخواهی نیست ،برای خدا ، امام ، پیامبر و جامعه ی اسلامی . منظور این است که نسبت به خطای همدیگر و کارهایی که در زندگی پیش می آید بی تفاوت نباشیم و همدیگر را نصیحت کنیم . بدی و خوبی را بگوییم منتها در نصیحت انسان باید سرزنش نکند ، خیرخواه باشد ، عیب جویی ، تحقیر و تمسخر نکند . یک چیز مهم این است که بداند اینجا مورد ، مورد نصیحت است . امام باقر (ع) داشت کشاورزی می کرد و فردی ایشان را نصیحت کرد که شما پسر پیامبر و از رجال الهی هستید باید در مسجد باشید ، عبادت کنید و نماز بخوانید . امام فرمود : این کار هم عبادت است . اما حسن مجتبی (ع) خیلی با اُبهت بود . با ابهت بودن و با ع زت بودن خدا دادی است و عیبی ندارد . فردی گفت که من در شما تکبر می بینم . آقا فرمود که شما اشتباه می کنید . ما را که برای سخنرانی زیاد دعوت می کنند یا تلفنهای مان زیاد زنگ می خورد ، نمی توانیم همه ی آنها را جواب بدهیم . به ما پیامک می زنند که شما ما را کوچک کردید و ما را به حساب نیاوردید . خیر این طور نیست زیرا فرصت محدود است . گاهی انسان در جلسه است و فرصت پاسخگویی ندارد . بعضی از دوستان ما در شهرستان ما را دعوت می کنند و وقتی ما به آنها پاسخ نمی دهیم می گویند که شهر ما کوچک بود که شما نیامدید . لایکلف الله نفسا الا بوسعها . آنها فکر نمی کنند که طرف کارهای دیگری هم دارد . نصیحت و خیرخواهی معنایش این است که درخانه اگر مردی از زنش خطایی دید یا زنی از مردش خطایی دید به یکدیگر تذکر بدهند . یکی از مهمترین مسائل این است که این تذکر غیر مستقیم باشد . غیر مستقیم به این معنا که انسان توی روی طرف نگوید که به او بربخورد چون باعث سرزنش و کوبیدن می شود . تعدادی روحانی برای تبلیغ جایی رفته بودند و هر روز یکی از آنها سخنرانی می کرد و اغلب آنها مبتدی بودند . یکی از علمای بزرگ شهر هم می نشست و به سخنرانی آنها گوش می داد . وقتی سخنرانی تمام می شود ایشان تعریف و تمجید می کرند ولی اگر طرف حدیثی را اشتباهی خوانده بود صحیح آنرا می خواند و سخنران اشتباه خودش را متوجه می شد . مثل امام حسن (ع) و امام حسین (ع) که وقتی پیرمردی اشتباه وضوء می گرفت نزد او رفتند و وضوی صحیح گرفتند تا پیرمرد متوجه اشتباهش بشود ولی گفتند که ما وضوء می گیریم و شما بگویید که کدامیک از ما درست وضو می گیرم . تاثیر این کار بیشتر است و باعث می شود که توی ذوق طرف نخورد . مثلا شما به میهمانی می روید و خانم شما کاری کرده که از نظر شما این حرکت ناپسند است . وقتی به خانه می رسند بطور مستقیم به خانم تذکر می دهد و می گویند که ما زن و شوهر هستیم اشکالی ندارد که در خانه مستقیم به یکدیگر تذکر بدهیم . درست است ولی می توان از راه بهتری این را بیان کرد که طرف ناراحت نشود . حالا یک وقت می بینیم که مادر یا پدرمان دارند غیبت می کنند یا تهمت می رنند به آنها چگونه تذکر بدهیم ؟ در این جور موقعیت ها انسان نمی تواند توی روی پدر و مادر بایستد پس باید بحث را عوض کند یا مسیر جلسه را تغییر بدهد یا بطور مستقیم طوری بگوید که آنها متوجه بشوند که این کار آنها درست نیست . پس اصل نصیحت و خیرخواهی در خانواده خیلی مهم است .
سوال – امام جواد در حدیثی می فرماید : انسان سه ارتباط نیاز دارد .ارتباط با خدا ، با مردم و خودش . در مورد این حدیث توضیح بدهید .
پاسخ – در مورد ارتباط با خدا ، توفیق مهم است . اگر خدا به انسان توفیق ندهد انسان هیچ کاری نمی تواند بکند. پس از طرف خدا احتیاج به توفیق دارد . در ارتباط با مردم باید پذیرش نصیحت داشته باشیم که اگر کسی من را نصیحت کرد آنرا بپذیرم . بعضی مواقع ما صد تا توجیح می آوریم که زیر بار نصیحت نرویم . یک بخشی از آن بخاطر تکبر انسان است و بخاطر غروری که دارد نمی خواهد نصیحت را بپذیرد و به او برمی خورد . در حالات بزرگان داریم که وقتی خطایی می کردند ، در جمع می پذیرفتند که اشتباه کرده اند و نصیحت را قبول می کردند . از بزرگی سوال کردند که فرق حضرت آدم با شیطان چه بود که خدا آدم را بخشید و او توانست توبه کند ولی شیطان توبه نکرد و اغواگر ماند . ایشان گفت : آدم اشتباهش را پذیرفت وگفت که خدایا ما بد کردیم . ولی شیطان قبول نکرد و گفت که خدایا تو من را گمراه کردی و گردن خدا انداخت . این روایت امام جواد (ع) که می گوید نصیحت را از مردم بپذیرید مهم است . گاهی اوقات کسی سخنرانی می کند و یک کلمه را اشتباه می گوید یا یک اشتباه کوچک می کند یا شعری را پس و پیش خوانده است . بعضی ها در روی طرف می گویند که شعر را خراب کردی . خوب معلوم است که به طرف برمی خورد . راهش این است که بگوییم ما از شما تشکر می کنیم که در این سخنرانی آیه روایت زیاد بود و مطالب قابل استفاده زیاد بود و بنظرم می آید که اگر شعر را این طوری می خواندید صحیح تر بود . در اینجا طرف می پذیرد . بعبارت دیگر شما خوبی ها را ببین و در کنارش آن نقطه ی منفی را هم تذکر بده . مثلا خانم شما ده تا نکته ی مثبت در زندگی دارد ، یک خطا هم دارد ، شما این خطا را برجست نکن . در بحث نصیحت ما می خواهیم اصلاح کنیم . می خواهیم بگوییم خانمی که ده تا خوبی داری ، این اشکال به خوبی های تو لطمه می زند و شما آن را کم کم درست کن . همه اشتباه را دارند . دیگر این که انسان گاهی بنشیند و خودش را نصیحت کند .
سوال – اگر بعضی ها نصیحت پذیر نبودند ما باید دیگر آنها را رها کنیم و به آنها فکر نکنیم ؟
پاسخ – البته شرایط تاثیر دارد . یک وقت فرد می گوید که من می دانم این اشتباه است و می خواهم انجام بدهم . اگر احساس کنیم که از راهش وارد بشویم تاثیر دارد باید این کار را بکنیم . منظور من بیشتر اصلاح در خانواده است . اگر بتوانیم با تذکرات غیر مستقیم و عملی این شیوه را اتخاذ کنیم اثر گذار خواهد بود .

سوال – آداب مسلمانی در خانواده را توضیح بدهید .
پاسخ – اسلام نگاه عمیق و زیبایی به خانواده دارد . بحث امروز در مورد آزار ندادن همسراست یعنی عدم ایذاء . روایت کلی هم داریم که نه زن و نه مرد نباید همسرشان را آزار بدهند . من مصادیق اینها را ریز کرده ام که یک مرد چطور می تواند زنش را آزار بدهد و یک زن چطور می تواند شوهرش را آزار بدهد . وقتی ما کلی گویی می کنیم نمی توانیم نتیجه ی مطلوبی بگیریم . ولی وقتی موارد را ریز بشویم نتیجه ی بهتری با توجه به آیات و روایات خواهیم گرفت . ما به قبل از تشکیل خانواده یعنی به زمان ازدواج و قبل از آن برمی گردیم . خیلی از افراد در مورد نظر اسلام در مورد نظرخواهی از دختر در مورد ازدواج می پرسند . مم می خواهم به خانواده هایی که دختر و پسرشان را در ازدواج مورد اذیت و آزار قرار می هند یا نظرشان را به دختر تحمیل می کنند دو تا حدیث بخوانم . حدیث اول در کتاب کافی آمده است و کتاب کافی از کتب معتبر ماست . خانمی می گفت که من نزد امام صادق (ع) رفتم و گفتم که من برای ازدواج آقایی را می خواهم ولی پدر و مادرم فرد دیگری را می خواهند . ایشان به نقل از پیامبر فرمودند : آن کسی که خودت می خواهی با او ازدواج کن نه آن کسی که پدر و مادرت می خواهند و اسرار می کنند . گاهی پدر و مادر ، صلاح فرزند را می بینند و فرزند خودش احساسی عمل می کند ، منظور حدیث این مورد نیست . منظور این است که در اینجا پیامبر نظر دختر را ترجیح داد . امیرالمومنین فرمود : هیچ کس دخترش را به ازدواج درنیاورد مگر اینکه نظر او را بخواهد . بالاخره این دختر خودش را بهتر می شناسد که با یان مرد توافق دارد یا خیر . بعد حضرت فرمود: اگر به دخترت گفتی که پسر عموت یا فلانی به خواستگاریت آمده و دختر چیزی نگفت و گریه کرد یا خندید ، این ها اذن محسوب می شود . سکوتو خنه مشخص است ولی گریه دو جور است . یک وقت اشک می ریزد که پدر من چطور از تو جدا بشوم واز خانه ی تو بروم ، یعنی من این مرد را می خواهم ولی ناراحت هستم که از تو جدا می شوم . یک وقت گریه می کند که من طرف را نمی خواهم منظور همان گریه اولی است . حالا اگر گفت که پدر این به صلاح من نیست این ازدواج را سر ندهید . دختری خدمت پیامبر آمد که پدرش می خواست او را به عقد مردی در بیارود که او راضی نبود . پیامبر پدر او را خواست . و او گفت که این پسر پسرعمویش است و انسان خوب و راست گویی است . یک وقت انسان وقتی می خواهد با فردی ازدواج کند خوبی طرف کافی نیست و دل انسان هم باید طرف را بخواهد . یک وقت طرف به دل انسان نمی نشیند . پیامبر فرمود : نظر دخترت را خواسته ای ؟ پدر گفت :خیر. پیامبر فرمود که من اجازه ی این ازدواج را نمی دهم ، نمی گویم که ا نتخاب تو بد بوده است بلکه کارت بد بوده که از دخترت نظر نخواستی . دختر هم باید به اذن پدر و صلاح پدر توجه کند و ما این روایت را برای پدرانی خواندیم که نظر دخترشان را در ازدواج نمی پرسند . در اینجا مشورت با خانواد مورد آزار و اذیت خانواده در قبل از ازدواج می شود . بطور کلی در اسلام اذیت کردن دیگران حرام است . مسلمان کسی است که دیگران از دست و زبان او در آزار نباشند . در مورد مومن هم در روایات داریم که باید دیگران از اذیت و آزار او در اما باشند . ما چند نوع آزار داریم . یکی خدا آزاری است . بعضی ها خدا را آزار می دهند . وقتی کسی نعمتهای خدا را کفران می کند خدا آزار می بیند . الان اگر شما چیزی را درست کنید و یکی آنرا به زمین بزند و بشکند ، آیا شما ناراحت نمی شوید ؟ مثلا کسی انگور که نعمت خداست را به شراب تبدیل کند و بخورد ، خدا ناراحت نمی شود ؟ اگر شما به بچ ات پول بدهی و او مواد مخدر بخرد ، آیا شما ناراحت نمی شوید ؟ این می شود خدا آزاری یعنی خلاف فرمان خدا انجام دادن . دیگری پیامبر آزاری است .گاهی افراد پیامبر را مورد آزار قرار می دهند . مثلا افرادی به زیارت بروند و آداب زیارت را بجا نیاورند یا کسی خلاف دستور رسول خدا عمل کند یا منسوبین به پیامبر را اذیت کند . اگر کسی بچه ی شما را آزار بده یعنی شما را آزار داده است . پیامبر فرمود : کسی که زهرا را آزار بدهد من را آزار کرده است . دیگری امام آزاری . گاهی اوقات عملکرد ما ائمه را مورد آزار قرار می دهد . فردی نزد امام صادق (ع) آمده بود . او مومنی را تحقیر کرده بود . امام از دستش ناراحت شد و گفت که تو نمی دانی کسی که مومنی را تحقیر کند ما را تحقیر کرده است . این امام آزاری می شود . گاهی مردم آزاری ، همسایه آزاری ، پدرآزاری ، حیوان آزاری ، درخت آزاری ، گیاه آزاری و ...است .باید کتابی در مورد تک تک مصادیق آزار نوشته بشود . بحث ما در مورد همسر آزاری و آزاردادن مرد نسبت به زن است . آقایی به من گفت که سخنرانی از شما شنیدم که در آن تماما از حقوق مرد صحبت کرده بودید و من ناراحت شدم ولی بعد دیدم که مخاطبان شما زن بودند . در این بخش مخاطبان ما آقایان هستند . حدیثی از کتاب ثواب الاعمال شیخ صدوق داریم که رسول اکرم فرمودند : خدا و پیامبر بیزار هستند از کسانی که همسرشان را آزار می دهند . خدا و پیامبر از مشرکان بری هستند . امیرالمومنین فرمود : زنان در خانه ی مردان امانت خدایی هستند نه به آنها آزار برسانید و نه با آنها بدرفتاری کنید . ما به نماز و امام معصوم امانت می گوییم . السلام علیک یا امین الله . چگونه یک مرد زن را آزار می دهد . امیدواریم این مصداق ها در کشور ما وجود نداشته باشد . یکی از موارد زدن است . این عمل در روایات ما مذمت شده است . داریم : اگر مردی به صورت زنش سیلی بزند خداوند به خازن جهنم دستور می دهد که هفتاد سیلی به او بزند . پیامبر فرمود : خجالت نمی کشید که بعضی از شما زنهایتان را می زنید . بعضی ها می گویند که در قرآن آمده : وضربوا هن . اولا آیات قرآن کلی است و باید تفسیر آنرا از پیامبر و اهل بیت دریافت کرد با آنها را با سایر آیات تفسیر کرد . دوماً قبل از این آیه توصیه هایی دارد . اگر زن بنای ناسازگاری با زن گذاشت ، بسترتان را جدا کنید و چند روز قهر کنید . حالا یک وقت زن نشوز می کند و از مرد تبعیت نمی کند . این تبعیت برای نشوز است یعنی عدم اطاعت از مرد در اموری که حق مرد است و اگر زنی این حق را نادیده گرفت در اینجا مصداق دارد و در بعضی روایات پیامبر مثال زدند با چوب مسواک . یعنی زدنی که گاهی نوازی از آن بهتر است . خانمی پیش پیامبر آمد و گفت که شوهرم من را زده است . پیامبر ایستاد و این کار را انکار کردند و گفتند که چرا یکی از شما همسرش را می زند ؟ آیا خجالت نمی کشید ؟ پس یک مصداق آزار دادن است . انسان باید نسبت به همسر مهربان باشد و او را دوست داشته باشد و مواظب باشد که این حرکت از او صادر نشود . آقای خامنه ای در سخنرانی که در آذربایجان داشتند فرمودند : شنیده ام که در بعضی از مناطق حقوق زن تحقیر می شود . ما در شهرها و مناطقی داریم که این نگاه غلط را نسبت به زن دارند . بعدی استخفاف است . استخفاف یعنی خوار کردن و سبک شمردن . پیامبر فرمود : کسی که پنج توهین در زندگی او باشد پنج تا ضرر و خسران دیده است . کسی که در زندگی اش پنج نفر را خوار بشمارد از پنج چیز محروم می شود . اگرکسی علماء را خوار بشمارد در دینش ضرر می کند . وقتی شما مرجع تقلید و عالم را کوچک شمردی یعنی رساله اش را نخواندی و پای سخنرانی اش هم نرفتی به احکام هم توجه نکردی ، در دین خودت ضرر می کنی و اینها را یاد نمی گیری . وقتی ما مکه می رویم می بینیم که مردم خیلی دنباله طلبه ها و روحانیون می آیند زیرا آنجا کارشان خیلی گیر است . قبلا حمد و سوره اش را درست نمی کند ولی در آنجا باید حمد و سوره اش را درست کند . اگر کسی فامیل را خوار بشمرد از نظر جوانمردی ضرر کرده است یعنی ناجوانمردی کرده است . کسی که فامیل را خفیف می شمارد صله ی رحم انجام نمی دهد و ارتباط ندارد و از خیلی چیزها محروم می شود . همه میهمانی و مسافرت می روند ولی به او نمی گویند . دویست نفر میهمان ضرر نمی کنند که این آقا به میهمانی نمی آید زیرا آنها میهمانی شان را می روند ولی تو ضرر می کنی که ارتباط خودت را قطع کرده ای . دیگر کسی که خانواده اش را خوار بشمارد خوشی زندگی اش را از دست می دهد . بعضی ها جلوی جمع خانواده شان را تحقیر می کنند . من در خانه ای میهمان بودم و خانم غذا را آورد . بعد آقا فریاد زد که ای غذا را چرا شور کردی ؟ میهمان ها چیزی نمی گویند ولی این آقا دارد همسرش را جلوی آنها خوار می شمارد . ما اگر همسرمان را بزرگ بشماریم در واقع خودمان را بزرگ شمرده ایم . اگر کسی همسر را تکریم کند در واقع خودش را تکریم کرده است زیرا او لباس و پوشش شماست . اگر انسان حتی همسر را جلوی خودش هم تحقیر کند این در دلش می ماند . بعضی ها پشت سر این تحقیر را بکار می برند . مورد بعدی بخل است . پیامبر فرمود : بدترین مردم کسی است که برخانواده اش سخت بگیرد . می فرماید : مبغوض ترین بنده پیش خدا کسی است که به خانواده اش بخل بورزد . یک وقت مردی پول ندارد و نمی تواند ماشین خوب بخرد و کسی هم از او توقع ندارد . اما بعضی ها دارند و برای خانواده شان وسایل خوب تهیه نمی کنند . بعضی از خانم ها می گویند که آقای ما به مردم کمک می کند ، به فقرا جهیزیه می دهد ، در میلاد و شهادت ائمه خرج می دهد اما مبل خانه که فرسوده شده را عوض نمی کند و می گوید که اینها تجملات است . این طور نباید باشد . بخل بر همسر معنایش این است . یکی از ویژگیهای خوب مرد توسعه بر عیال است . سخت گیری و بخل بر همسر به میزان هزینه کردن نیست . مثلا بگوید صد هزار تومان خرج کردم . گاهی کار بچه با پانصد تومان راه می افتد یا با یک هدیه کوچک کار خانم راه می افتد . بعضی ها می گویند که این روز زن را جدیدی ها درآورده اند . ما پنجاه سال ازدواج کرده ایم و حالا روز زن کادو بخریم ؟ بالاخره زن نیاز به توجه دارد و میزان مهم نیست . ما با یک از دوستان مان از سفر حج برمی گشتیم . در هنگام بازگشت دیدم که او یک ساک دستی کوچک دارد وگفت که من هیچ وقت سوغاتی نمی خرم ولی وقتی به خانه می روم به همسرم پول می دهم و می گویم هر چه می خواهید خودتان بخرید . این یک نگاه یک سویه و محقرانه ای است . بعضی ها می گویند که من به مسافرت خارج از کشور رفتم و دیدم که جنس در آنجا گرانتر است و نخریدم و گفتم که در کشورمان می خرم . اتفاقا شما باید همان جنس گران آن کشوری که رفته بودی می خریدی که بگویید که من به یاد شما بودم . پیامبر در سفری به اصحاب فرمودند که بروید و سوغات بخرید ما صبر می کنیم .
سوال – ادامه بحث آزار و اذیت آقایان نسبت به خانم ها را بفرمایید .
پاسخ – یکی دیگر از مصداق اذیت و آزار مرد به زن این است که مرد تهمت ناروای فحشاء به همسرش بزند . ین گناه خیلی زشت است . داریم که این کار کفر است و جای کافر در جهنم است . پیامبر فرمود : عقوبت این کار خیلی شدید است . مورد دیگر بی تدبیری و سوء تدبیر است . امیر المومنین فرمودند : هر که تدبیر نداشته باشد باعت تدمیر می شود یعنی خانواده اش را از هم می پاشد . مثل کسانی که ورشکست شده اند زیرا خانواده اذیت می شود .الان آقا مغازه دارد و می گوید که این کار دلم را زده است و می خواهم ماشین بخرم و روی آن کار کنم . مغازه را می فروشد و کم کم پول آنرا می خورد و خلاصه کارش را از دست می دهد . و خانواده به مستاجری و بدبختی می افتد .چه آزاری از این بالاتر است ؟ چه اشکال دارد که انسان در این مواقع با همسر و بزرگترهایش مشورت کند . درست است که این مغازه زیاد درآمد ندارد ولی این کاسبی است . داریم : کاسبی عقل انسان را زیاد می کند . خیلی بد است که کسی بی حساب و کتاب پولش را در جایی سرمایه گذاری می کند و پولش را از دست می دهد . البته ما داریم که انسان باید جسور و شجاع باشد ولی این کار باید با تدبیر باشد . حالا آقایی کارمند است و اول ماه تمام حقوقش را خرج می کند و برای سفر و جهیزیه دخترش برنامه ریزی نمی کند . بی تدبیری مرد یکی از ضربه هایی است که به خانواده می خورد . سوء تدبیر در رانندگی و مسافرت هم داریم . آقا با سرعت رانندگی می کند و قوانین را رعایت نمی کند و تصادف می کند و از بین می رود یا عضویی را از دست می دهی و خانواده باید عمری پای بی تدبیری آقا بنشینند . مورد دیگر تغایر یعنی غیرت بی مورد داشتن است . پیامبر فرومود : ما دو تا غیرت داریم که یکی را خدا دوست دارد و یکی را خدا دوست ندارد . غیرت بجا غیرتی است که در مورد عفاف زن باشد . مثلا اگر خانم بی حجاب یا بد حجاب باشد آقا باید غیور باشد و بگوید که شما همسر من هستی و من راضی نیستم که مرد نامحرم تو را ببیند . اینکه روی نامحرم حساس باشی خوب است . اما غیرت در غیر این مورد را خدا مبغوض می داند . مثلا خانم من حجاب را رعایت می کند ولی من بیخودی به او بگویم که در اداره به آن آقا چه می گفتی ؟ چرا به زاننده نگاه می کردی ؟ این کار خیلی زشت است . غیرت وسوسه را خدا مبغوض می دارد . غیرتی که ناشی از حفظ زن است خوب است . آخرین آسیب تنوع طلبی مرد است . مبغوض ترین مردها کسانی هستند که زن می گیرند و طلاق می دهند و دوباره زن می گیرند . یعنی با زندگی بازی می کنند. تنوع طلبی یعنی طرف بدون هیچ دلیلی دیگران را در زندگی اش وارد کند و باعث آزار همسر بشوند . ما نمی خواهیم در مورد بحث تعدد زوجات صحبت بکنیم . زیرا برای این ضوابطی تعیین شده است . بحث من برای مردهایی است که نسبت به همسرشان ناسپاس هستند و با تنوع طلبی و نادیده گرفتن نقاط مثبت همسر قبل ، دنبال بولهوسی می روند . شما که همسر خوب و راضی داری و فرزندان خوب داری چرا دنبال بولهوسی می روی ؟ گاهی وقتی سراغ همسر دیگری می روند اصلا به همسر اول سر نمی زنند و او را در انزوا قرار می دهند . این چه عدالتی است . این خلاف بحث تعدد زوجات است .

سوال – جمع بندی در مورد آداب مسلمانی در خانواده بفرمایید .
پاسخ – خانواده مقدس ترین نهاد اجتماعی است . قرآن کریم هم دو نگاه به خانواده و زن و فرزند دارد . هر دوی اینها هم در آیات آمده است . در یک نگاه می فرماید که خانواده نور چشم است یا زینت دنیا است . در یک نگاه دیگر می فرماید : خانواده و فرزندان شما دشمن شما هستند . یعنی با توجه به این دو نگاه خانواده هم می تواند دشمن شما باشند و هم می توانند نور چشم و زینت باشند . پس تعامل و نوع نگاهی که انسان به خانواده دارد ، آنها را زینت یا دشمن خود قرار می دهد . در قرآن و روایت اصولی برای این تقدس خانواده ذکر شده است . یکی از آن اصول تقویت جنبه های مذهبی و دینی خانواده است . اسلام برای اصل خانواده خیلی اهمیت قائل است و بخاطر همین تاکید شده که وقتی بچه بدنیا می آید ، به گوش بچه اذان و اقامه بگویید ، عقیقه کنید، اگر پسر است حتی می خواهید اسم دیگری رویش بگذارید نام او را چند روزی محمد بنامید . از همان اول نگاه دینی به بچه دارد تا وقتی که بزرگ می شود . مثلا می گویدکه در چه سنی به او یاد بدهید که لا اله الا الله بگوید یا در چه سنی نماز را به او یاد بدهید و در چه سنی به او یاد بدهید که آداب نماز را رعایت کند . منظور اسلام این است که ما خانواده ای مذهبی و اسلامی داشته باشیم . قرآن می فرماید : مردم خودتان و خانواده تان را از آتش جهنم حفظ کنید . از پیامبر پرسیدند که خانواده های مان را چطور حفظ کنیم ؟ پیامبر فرمود : با امر به نیکی ها و نهی از بدی ها . یعنی خوبی و بدی را برای آنها تبیین کنید . یک بچه باید از ابتدا بداند که دروغ بد است ، راستگویی خوب است ، تهمت بد است ، آبروریزی بد است و وفای بعهد خوب است . انسان باید اینها را آرام آرام در خانواده تمرین کند و اینجا پدر و مادر آیینه انعکاس این رفتارها هستند . در مورد تربیت دینی فرزندان ، اگر خود پدر و مادرها به دین اهمیت بدهند ، و فرزند ببیند که پدر اهل نماز و قرآن خواندن است ، او هم اینها را یاد می گیرد . شم دیده اید که وقتی پدر یا مادر در خانه مشغول مطالعه هستند بچه هم یک مداد پیدا می کنند و شروع به نقاشی کردن می کند . می خواهد خودش را در خانواده وفق بدهد . حالا اگر حرکت دیگری را ببیند همان را تمرین می کند و یاد می گیرد . اصل تقویت جنبه های مذهبی این است که ما روی بچه ها و خانواده های مان مراقبت داشته باشیم . از نظر حلال و حرام مراقب باشیم . در راه وقتی به بچه ها صدقه می داند ، حضرت زینب صدقه ها را از بچه ها می گرفت و می گفت ک اینها بر ما حرام است . نباید گفت که این بچه است و اشکالی ندارد ،باید کنترل انجام شود . ما معتقد هستیم که نطفه و لقمه در مباحث تربیتی اثر دارد . در قدیم حتی بزرگان مواظب بودند که حتی بچه های شیر خوار شیر هر دایه ای ننوشند . حضرت موسی وقتی نوزاد بود و پبش فرعون بود بالاخره شیر مادرش را نوشید . شیر زنان دیگر را نخورد .