در میان سخنان بزرگان دین ، گنج هایی وجود دارد که شاید عمل به حتی یکی از آنها ضمانت خوشبختی و سعادت ما در زندگی باشد ، در اینجا تلاش کرده ایم 10 حدیث مهم در باب برکت و رزق و روزی در زندگی تقدیم شما کنیم.
پیامبر گرامی اسلام فرمودند :
نیکى و نیکوکاران را دوست بدارید. سوگند به آن که جانم به دست اوست، برکت و تندرستى، با نیکى و نیکوکاران است.
پیامبر گرامی اسلام فرمودند :
در پى روزى و نیازها، سحر خیز باشید؛ چرا که حرکت در آغاز روز، [مایه] برکت و پیروزى است.
پیامبر گرامی اسلام فرمودند :
بدان که راستگویى، پر برکت است و دروغگویى، شوم.
پیامبر گرامی اسلام فرمودند :
تا وقتى مردم امر به معروف و نهى از منکر می کنند و یکدیگر را در نیکى و تقوا، یارى میرسانند، در خیر و نیکی اند، آنگاه که چنین نکنند، برکتها از آنان گرفته میشود و بعضى بر بعض دیگر مسلّط می گردند و در زمین و در آسمان، هیچ یاورى نخواهند داشت.
پیامبر گرامی اسلام فرمودند :
نماز شب، موجب رضایت پروردگار، دوستى فرشتگان، سنت پیامبران، نور معرفت، ریشه ایمان، آسایش بدنها، مایه ناراحتى شیطان، سلاحى بر ضدّ دشمنان، مایه اجابت دعا، قبولى اعمال و برکت در روزى است.
امام علی - علیه السلام- فرمودند :
پیروان ما کسانىاند که در راه ولایت ما بذل و بخشش مىکنند، در راه دوستى ما به یکدیگر محبت مىنمایند، در راه زنده نگه داشتن امر و مکتب ما به دیدار هم می روند. چون خشمگین شوند، ظلم نمىکنند و چون راضى شوند، زیاده روى نمی کنند، براى همسایگانشان مایه برکتاند و نسبت به همنشینان خود در صلح و آرامشاند.
امام علی - علیه السلام- فرمودند :
هرگاه نیّتها فاسد باشد، برکت از میان می رود.
امام کاظم - علیه السلام - فرمودند :
مشورت با عاقلِ خیرخواه، خجستگى، برکت، رشد و توفیقى از سوى خداست.
امام صادق - علیه السلام - فرمودند :
صله رحم، انسان را خوش اخلاق، با سخاوت و پاکیزه جان مى نماید و روزى را زیاد مى کند و مرگ را به تأخیر مى اندازد.
امام صادق - علیه السلام - فرمودند :
اگر در میان مردم عدالت برقرار شود، همه بی نیاز می شوند و به اذن خداوند متعال آسمان روزى خود را فرو میفرستد و زمین برکت خویش را بیرون میریزد.
حدیث (1) رسول اکرم صلى الله علیه و آله :
اَلصَّدَقَةُ عَلى وَجه ِها وَ اصطِناعُ المَعروفِ وَ بِرُّ الوالِدَینِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ تُحَوِّلُ الشِّقاءَ سَعادَةً وَ تَزیدُ فِى العُمرِ وَ تَقى مَصارِعَ السُّوءِ؛
صدقه بجا، نیکوکارى، نیکى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوش بختى تبدیل و عمر را زیاد و از پیشامدهاى بد جلوگیرى مى کند.
نهج الفصاحه ص549 ، ح 1869
-------------------------------------
حدیث (2) رسول اکرم صلى الله علیه و آله :
لا یَزالُ النّاسُ بِخَیرٍ ما اَمـَروا بِالمَعروفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنـکَرِ وَ تَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَ التَّقوى فَاِذا لَم یَفعَلوا ذلِکَ نُزِعَت مِنهُمُ البَرَکاتُ وَ سُلِّطَ بَعضُهُم عَلى بَعضٍ وَ لَم یَکُن لَهُم ناصِرٌ فِى الرضِ وَ لا فِى السَّماءِ؛
تا زمانى که مردم، امر به معروف و نهى از منکر نمایند و در کارهاى نیک و تقوا به یارى یکدیگر بشتابند، در خیر و سعادت خواهند بود، اما اگر چنین نکنند، برکت ها از آنان گرفته شود و گروهى بر گروه دیگر سلطه پیدا کنند. نه در زمین یاورى دارند و نه در آسمان.
مجموعه ورام ج2 ، ص126 - تهذیب الاحکام، ج 6، ص 181
-------------------------------------
حدیث (3) امام صادق علیه السلام :
لا تَدَع زیارَةَ الحُسَینِ بنِ عَلىّ علیه السلام و مُر اَصحابَکَ بِذالِکَ، یَمُدُّ اللّه فى عُمرِکَ و یَزیدُ اللّه فى رِزقِکَ و یُحییکَ اللّه سَعیدا و لا تَموتُ اِلاّ سَعیدا و یَکتُبکَ سَعیدا؛
زیارت امام حسین علیه السلام را رها نکن و دوستان خود را هم به آن سفارش کن، که در این صورت، خداوند عمرت را طولانى و روزى ات را زیاد مى کند و زندگى ات را همراه با سعادت مى کند و جز سعادتمند نمى میرى و نام تو را در شمار سعادتمندان، ثبت مى کند.
بحار الانوار (ط-بیروت)ج98 ،ص47
-------------------------------------
حدیث (4) امام صادق علیه السلام :
لایَنبَغى لِمَن لَم یَکُن عالِما أَن یُعَدَّ سَعیدا؛
کسى که بهره اى از دانش ندارد معنا ندارد که دیگران او را سعادتمند بدانند.
تحف العقول ص364
-------------------------------------
حدیث (5) حضرت زهرا سلام الله علیها:
اِنَّ السَّعیدَ، کُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَن أحَبَّ عَلّیاً فی حَیاتِه وَ بَعدَ مَوتِه؛
همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.
امالی(صدوق) ص182
-------------------------------------
حدیث (6) امام صادق علیه السلام :
إِنَّ الْمُنافِقَ لا یَرغَبُ فِیما قَد سَعِدَ بِهِ الْمُؤْمِنونَ وَ السَّعیدُ یَتَّعِظُ بِمَوعِظَةِ التَّقْوى وَ إنْ کانَ یُرادُ بِالْمَوعِظَةِ غَیْرُهُ؛
منافق به آنچه مؤمنان بواسطه آن خوشبخت مى شوند، میلى ندارد، و خوشبخت سفارش به تقوا را مى پذیرد هر چَند مخاطب موعظه، کس دیگرى باشد.
مجموعه ی ورام ج2 ،ص146 - الکافى(ط-الاسلامیه) ج8 ، ص151، ح 132
-------------------------------------
حدیث (7) پیامبر صلى الله علیه و آله :
مِن سَعادَةِ ابنِ آدَمَ اسْتِخارَةُ اللّهِ و رِضاهُ بِما قَضَى اللّهُ و مِن شِقْوَةِ ابن آدَمَ تَرکُهُ اسْتِخارَةَ اللّهِ و سَخَطُهُ بِما قَضَى اللّهُ ؛
از خوشبختى انسان درخواست خیر از خداوند و خشنودى به خواست اوست و از بدبختى انسان است که از خدا درخواست خیر نکند و به خواست او ناخشنود باشد.
تحف العقول ص 55
-------------------------------------
حدیث (8) پیامبر صلى الله علیه و آله :
أربَعٌ مِنَ السَّعادَةِ و أربَعٌ مِنَ الشِّقاوَةِ، فَالأربَعُ الَّتى مِنَ السَّعادَةِ: الْمَرأَةُ الصّالِحَةُ و َالْمَسکَنُ الْواسِعُ و َالْجارُ الصّالِحُ وَ الْمَرکَبُ الْبَهىُّ وَ الأْربَعُ الَّتى مِنَ الشَّقاوَةِ: اَلْجارُ السُّوءُ و َالْمَرأةُ السُّوءُ و َالْمَسکَنُ الضَّیِّقُ و َالْمَرکَبُ السُّوءُ؛
چهار چیز از خوشبختى و چهار چیز از بدبختى است: چهار چیز خوشبختى: همسر خوب، خانه بزرگ، همسایه خوب و سوارى نیکو است و چهار چیز بدبختى: همسایه بد، همسر بد، خانه کوچک و سوارى بد است.
مکارم الأخلاق ص 126
-------------------------------------
حدیث (9) پیامبر صلى الله علیه و آله :
إذَا اسْتُحِقَّتْ وَلایَةُ اللّهِ و َالسَّعادَةُ جاءَ الأْجَلُ بَینَ الْعَینَینِ و ذَهَبَ الأْمَلُ وَراءَ الظَّهرِ و إذَا اسْتُحِقَّتْ وَلایَةُ الشَّیطانِ و َالشَّقاوَةُ جاءَ الأْمَلُ بَینَ الْعَینَینِ و ذَهَبَ الأْجَلُ وَراءَ الظَّهرِ؛
هرگاه کسى مستحق دوستى خداوند و خوشبختى باشد، مرگ در برابر چشمان او مى آید و آرزو پشت سرش مى رود و هرگاه مستحق دوستى شیطان و بدبختى باشد، آرزو پیش چشم او ، و مرگ پشت سرش قرار مى گیرد.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 3، ص 258، ح 27
-------------------------------------
حدیث (10) پیامبر صلى الله علیه و آله :
اَلْعِلمُ إمامُ الْعَمَلِ وَ الْعَمَلُ تابِعُهُ یُلهَمُ بِهِ السُّعَداءُ وَ یُحْرَمُهُ الأْشقیاءُ؛
دانش پیشواى عمل و عمل پیرو آن است. به خوشبختان دانش الهام مى شود و بدبختان از آن محرومند.
امالى(طوسى) ص 488، ح 38
-------------------------------------
حدیث (11) پیامبر صلى الله علیه و آله :
أشقَى النّاسِ الْمُلوکُ... وَ أسعَدُ النّاسِ مَن خالَطَ کِرامَ النّاسِ؛
بدبختترین مردم پادشاهانند.... و خوشبخت ترین مردم کسى است که با مردم بزرگوار معاشرت کند.
من لا یحضر الفقیه ج4 ،ص395 - امالى(صدوق) ص 21
-------------------------------------
حدیث (12) پیامبر صلى الله علیه و آله :
اَلسَّعیدُ مَنِ اخْتارَ باقِیَةً یَدومُ نَعیمُها على فانیَةٍ لا یَنفَدُ عَذابُها وَ قَدَّمَ لِما یَقدِمُ عَلَیهِ مِمّا هُوَ فى یَدَیهِ قَبلَ أن یُخَلِّفَهُ لِمَن یَسعَدُ بِإنفاقِهِ وَ قَد شَقىَ هُوَ بِجَمعِهِ؛
خوشبخت کسى است که سراى باقى را که نعمتش پایدار است بر سراى فانى که عذابش بى پایان است برگزیند و از آنچه در اختیار دارد براى سرایى که به آنجا مى رود پیش فرستد قبل از آنکه آنها را براى کسى بگذارد که او با انفاق آن خوشبخت مى شود ولى خودش با گردآورى آن (دارایىها) بدبخت شده است.
اعلام الدّین فی صفات المومنین ص 345
-------------------------------------
حدیث (13) پیامبر صلى الله علیه و آله :
بى اُنذِرتُم وَ بِعَلىِّ بنِ أبى طالِبِ اهْتَدَیتُم... وَ بِالْحَسَنِ اُعْطیتُمُ الإْحسانُ وَ بِالْحُسَینِ تَسعَدونَ وَ بِهِ تَشقونَ ألا وَ إنَّ الْحُسَینَ بابٌ مِن أبوابِ الْجَنَّةِ مَن عاداهُ حَرَّمَ اللّهُ عَلَیهِ ریحَ الْجَنَّةِ؛
به وسیله من هشدار داده شدید و به وسیله على علیه السلام هدایت مى یابید و به وسیله حسن احسان مى شوید و به وسیله حسین خوشبخت مى گردید و بدون او بدبخت. بدانید که حسین درى از درهاى بهشت است، هر کس با او دشمنى کند، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مىکند.
البرهان فی تفسیر القرآن ، ج3 ، ص232
-------------------------------------
حدیث (14) قال الله تعالی :
إنّى قَد قَضَیتُ لِکُلِّ قَومٍ هادیا أهدى بِهِ السُّعَداءَ وَ یَکونُ حُجَّةً عَلَى الأشْقیاءِ؛
من براى هر قومى راهنمایى قرار دادم، که خوشبختان را به وسیله آن هدایت مىکنم و حجتى براى بدبختان است.
علل الشرایع ،ج1 ،ص196 {شبیه این حدیث در الکافى(ط-الاسلامیه) ، ج 8 ، ص 285، ح 430 }
-------------------------------------
حدیث (15) پیامبر صلى الله علیه و آله :
اَلدُّنیا دارُ بَلاءٍ وَ مَنزِلُ بُلغَةٍ وَ عَناءٍ قَد نَزَعَتْ عَنها نُفُوسُ السُّعَداءِ وَ انتَزَعَت بالْکُرهِ مِن أیدِى الأْشْقیاءِ فَأَسعَدُ النّاسِ بِها أرغَبُهُم عَنها و أشقاهُم بِها أرغَبُهُم فیها؛
دنیا سراى بلا و گرفتارى و محل گذران زندگى و زحمت است خوشبختان از آن دل کنده اند و از دست بدبختان به زور گرفته مى شود پس خوشبخت ترین مردم، بى میلترین آنان به دنیا و بدبخت ترین مردم، مایل ترین آنان به دنیاست.
اعلام الدّین فی صفات المومنین ص 342 - بحار الانوار (ط-بیروت) ج74 ، ص185
-------------------------------------
حدیث (16) پیامبر صلى الله علیه و آله :
مَن ضَمِنَ وَصیَّةَ الْمَیِّتِ مِن أمرِ الْحَجِّ فَلا یَعجُزَنَّ فیها فَإنَّ عُقُوبَتَها شَدیدَةٌ وَ نَدامَتَها طَویلَةٌ، لا یَعجُزُ عَن وَصیَّةِ الْمَیِّتِ إلاّ شَقىٌّ وَ لا یَقومُ بِها إلاّ سَعیدٌ؛
هر کس وصیت میت را در کار حج بر عهده بگیرد، نباید در آن کوتاهى کند، زیرا عقوبت آن سخت و پشیمانى اش طولانى است. از وصیت میت جز بدبخت کوتاهى نکند و به آن جز خوشبخت عمل ننماید.
جامع الأخبار(شعیری) ص 159 - مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج14 ، ص116
-------------------------------------
حدیث (17) امام على علیه السلام :
مَن أجهَدَ نَفسَهُ فى إصلاحِها سَعِدَ، مَن أهمَلَ نَفسَهُ فى لَذّاتِها شَقِىَ وَ بَعُدَ؛
هر کس براى اصلاح خود، خویشتن را به زحمت بیندازد، خوشبخت مى شود هر کس خود را در لذتها رها کند، بدبخت مى گردد و بى بهره مى ماند.
شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم و دررالکلم ج5 ، ص258 ، ح 8246 و ح 8247
-------------------------------------
حدیث (18) امام على علیه السلام :
لا یَسعَدُ امْرُؤٌ إلاّ بِطاعَةِ اللّهِ سُبحانَهُ وَ لا یَشقَى امْرُؤٌ إلاّ بِمَعصیَةِ اللّهِ؛
هیچ کس جز با اطاعت خدا خوشبخت نمىشود و جز با معصیت خدا بدبخت نمىگردد.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص183 ح 3469
-------------------------------------
حدیث (19) امام على علیه السلام :
إنَّ حَقیقَةَ السَّعادَةِ أن یُختَمَ لِلْمَرءِ عَمَلُهُ بِالسَّعادَةِ و إنَّ حَقیقَةَ الشَّقاءِ أن یُختَمَ لِلْمَرءِ عَمَلُهُ بِالشَّقاءِ؛
براستى که حقیقت خوشبختى آن است که پایان کار انسان خوشبختى باشد و حقیقت بدبختى آن است که کار انسان به بدبختى خاتمه یابد.
معانى الأخبار ص 345
-------------------------------------
حدیث (20) امام على علیه السلام :
اَلتَّوفیقُ مِنَ السَّعادَةِ وَ الْخِذلانُ مِنَ الشَّقاوَةِ؛
توفیق [انجام کار نیک] از خوشبختى و بى توفیقى از بدبختى است.
بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 75، ص 12، ح 70
-------------------------------------
حدیث (21) امام على علیه السلام :
لا یَسعَدُ أحَدٌ إلاّ بِإقامَةِ حُدودِ اللّهِ وَ لا یَشقى أحَدٌ إلاّ بِإِضاعَتِها؛
هیچ کس جز با اجراى حدود و احکام خدا خوشبخت نمى شود و جز با ضایع کردن آن بدبخت نمى گردد.
تصنیف غررالحکم و درر الکلم ص167 ، ح3294
-------------------------------------
حدیث (22) امام علی علیه السلام
إنَّ أسعَدَ الناسِ فی الدنیا مَن عَدَلَ عَمّا یَعرِفُ ضُرَّهُ، وإنَّ أشقاهُم مَنِ اتَّبَعَ هَواهُ؛
خوشبخت ترین مردم در دنیا، کسى است که از آنچه مى داند برایش زیان آور است دورى کند و بدبخت ترین آنان کسى است، که از هواى نفس خود پیروى کند.
وقعه صفین(نصر بن مزاحم) ص108
-------------------------------------
حدیث (23) امام صادق علیه السلام:
ما مِن إنسانٍ یَطعَنٌ فی عَینِ مُومِنٍ إلّا مات بِشَرّ میتَةٍ و کانَ قمِناً أن لا یَرجِعَ إلَی خَیرٍ.
هر که پیش روی مومنی به او طعنه زند مرگ بدی در انتظار او بوده و سزاوار است روی خیر و سعادت را نبیند.
کافی(ط-الاسلامیه) ج2 ، ص361
احادیثی گهربار درباره صدقه دادن
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم :
الصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلَاءَ وَ هِیَ أَنْجَحُ دَوَاءً وَ تَدْفَعُ الْقَضَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً وَ لَا یَذْهَبُ بِالْأَدْوَاءِ إِلَّا الدُّعَاءُ وَ الصَّدَقَة
صدقه بلا را برطرف مى کند و مؤثرترینِ داروست. همچنین، قضاى حتمى را برمى گرداند و درد و بیمارى ها را چیزى جز دعا و صدقه از بین نمى برد.
بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 93، ص 137، ح 71
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم :
اَلصَّدَقَةُ عَلى وَجهِها و َاصطِناعُ المَعروفِ وَ بِرُّ الوالِدَینِ وَصِلَةُ الرَّحِمِ تُحَوِّلُ الشِّقاءَ سَعادَةً و َتَزیدُ فِى العُمرِ وَ تَقى مَصارِ عَ السُّوءِ؛
صدقه بجا، نیکوکارى، نیکى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوشبختى تبدیل و عمر را زیاد و از پیشامدهاى بد جلوگیرى مىکند.
نهج الفصاحه ص 549 ، ح 1869
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم :
اَلصَّدَقَةُ بِعَشرَةٍ وَ القَرضُ بِثَمانِیَةَ عَشرَ وَ صِلَةُ الاِخوانِ بِعِشرینَ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ بِاَربَعَةٍ وَ عِشرینَ؛
صدقه دادن، ده حسنه، قرض دادن، هجده حسنه، رابطه با برادران [دینى]، بیست حسنه و صله رحم، بیست و چهار حسنه دارد.
کافى(ط-الاسلامیه) ج4، ص10
امام على علیه السلام :
کَفِّروا ذُنوبَکُم وَ تَحَبَّبوا اِلى رَبِّکُم بِالصَّدَقَةِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ؛
با صدقه و صله رحم، گناهان خود را پاک کنید و خود را محبوب پروردگارتان گردانید.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 395 ، ح 9152
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم :
اَلضّیافَةُ اَوَّلُ یَومٍ وَ الثانى وَ الثالثُ وَ ما بَعدَ ذلِکَ فَاِنَّها صَدَقَةٌ تُصَدّق بِها عَلَیهِ؛
میهمانى یک روز و دو روز و سه روز است، بعد از آن هر چه به او دهى صدقه محسوب مى شود.
کافى(ط-الاسلامیه) ج 6، ص 283، ح 2
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم :
اَلا اُخبِرُکُم بِاَفضَلَ مِن دَرَجَةِ الصّیامِ وَ الصَّلاةِ وَ الصَّدَقَةِ؟ صَلاحُ ذاتِ البَینِ، فَاِنَّ فَسادَ ذاتِ البَینِ هِىَ الحالِقَةُ؛
آیا به چیزى با فضیلت تر از نماز و روزه و صدقه (زکات) آگاهتان نکنم؟ و آن اصلاح میان مردم است، زیرا تیره شدن رابطه بین مردم ریشه کن کننده دین است.
نهج الفصاحه ص 240 ، ح 458
امام باقر علیه السلام:
اَلبِرُّ وَ الصَّدَقَةُ یَنفیانِ الفَقرَ وَ یَزیدانِ فِى العُمرِ وَ یَدفَعانِ عَن صاحِبِهِما سَبعینَ میتَةَ سوءٍ ؛
کار خیر و صدقه، فقر را مى بَرند، بر عمر مى افزایند و هفتاد مرگ بد را از صاحب خود دور مى کنند.
من لا یحضره الفقیه ج 2 ، ص 66 ، ح 1729
امام صادق علیه السلام :
صَدَقَةٌ یُحِبُّهَا اللّهُ: إِصلاحٌ بَینَ النّاسِ إِذا تَفاسَدوا، وَتَقارُبٌ بَینَهُم إِذا تَباعَدوا؛
صدقه اى که خداوند آن را دوست دارد عبارت است از: اصلاح میان مردم هرگاه رابطهشان تیره شد و نزدیک کردن آنها به یکدیگر هرگاه از هم دور شدند.
کافى(ط-الاسلامیه) ج2، ص209، ح1
امام صادق علیه السلام :
ثَلاثَةٌ اُقسِمُ بِاللّهِ أَنَّهَا الحَقُّ ما نَقَصَ مالٌ مِن صَدَقَةٍ و َلا زَکاةٍ وَ لا ظُلِمَ أَحَدٌ بِظَلامَةٍ فَقَدَرَ أَن یُکافِئَ بِها فَکَظَمَها إِلاّ أَبدَ لَهُ اللّهُ مَکانَها عِزّا و َلا فَتَحَ عَبدٌ عَلى نَفسِهِ بابَ مَسأَلَةٍ إِلاّ فُتِحَ عَلَیهِ بابُ فَقرٍ؛
به خدا قسم سه چیز حق است: هیچ ثروتى بر اثر پرداخت صدقه و زکات کم نشد، در حق هیچ کس ستمى نشد که بتواند تلافى کند، اما خویشتندارى نمود مگر این که خداوند بجاى آن به او عزت بخشید و هیچ بنده اى درِ خواهشى را به روى خود نگشود مگر این که درى از فقر به رویش باز شد.
بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 75، ص209، ح79
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم :
إنَّ الصَّدَقَة َلتُطفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ؛
صدقه، خشم پروردگار را فرو مینشاند.
نهج الفصاحه ص 283 ، ح 646
رسول اکرم صلى الله علیه و آله :
دخلت الجنّة فرأیت على بابها: الصّدقة بعشرة و القرض بثمانیة عشر فقلت یا جبریل کیف صارت الصّدقة بعشرة و القرض بثمانیة عشر قال لأنّ الصّدقة تقع فی ید الغنیّ و الفقیر و القرض لا یقع إلّا فی ید من یحتاج إلیه.
وارد بهشت شدم، دیدم بر در آن نوشته است (ثواب) صدقه ده برابر است و قرض هجده برابر. گفتم: اى جبرئیل چرا صدقه ده برابر و قرض هجده برابر است؟ گفت: زیرا صدقه به دست نیازمند و بى نیاز مى رسد اما قرض جز به دست کسى که به آن نیاز دارد، نمى رسد.
نهج الفصاحه ص 480 ، ح 1557
امام صادق علیه السلام :
مَنْ تَصَدَّقَ فى یَوْمٍ اَو لَیْلَةٍ اِنْ کَانَ یَوْمٌ فَیَوْمٌ وَ اِنْ کانَ لَیْلَةٌ فَلَیْلٌ دَفَعَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ عَنْهُ الْهَمَّ وَ السَّبُعَ وَ میتَةَ السُّوءِ؛
هر کس در روز و یا شب صدقه بدهد ـ اگر روز است روز و اگر شب است، شب ـ خداوند از او غم و اندوه، درنده و مرگ بد را دور مى کند.
ثواب الأعمال ص 140
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم :
أُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الصَّدَقَةَ مِنْ أَغْنِیَائِکُمْ فَأَرُدَّهَا فِی فَقُرَائِکُم
من مأمورم که صدقه (و زکات) را از ثروتمندانتان بگیرم و به فقرایتان بدهم.
مستدرک الوسائل و مستنبط المسیل ج 7، ص 105 ، ح 7762
پیامبر صلىلله علیه و آله :
اَ لا اُخْبِرُکُمْ بِشَىْءٍ اِنْ اَنـْتُمْ فَعَلْتُموهُ تَباعَدَ الشَّیْطانُ مِنْـکُمْ کَما تَباعَدَ الْمَشْرِقُ مِنَ الْمَغْرِبِ؟ قالوا: بَلى، قالَ: اَلصَّوْمُ یُسَوِّدُ وَجْهَهُ وَ الصَّدَقَةُ تَـکْسِرُ ظَهْرَهُ وَ الْحُبُّ فِى اللّهِ وَ الْمُوازَرَةُ عَلَى الْعَمَلِ الصّالِحِ یَقْطَعُ دابِرَهُ وَ الاِسْتِغْفارُ یَقْطَعُ وَ تینَهُ ؛
آیا شما را از چیزى خبر ندهم که اگر به آن عمل کنید، شیطان از شما دور شود، چندان که مشرق از مغرب دور است؟ عرض کردند: چرا. فرمودند: روزه روى شیطان را سیاه مى کند، صدقه پشت او را مى شکند، دوست داشتن براى خدا و همیارى در کار نیک، ریشه او را مى کند و استغفار شاه رگش را مى زند.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 4 ، ص 62 ، ح 2 {شبیه این حدیث در مکارم الاخلاق ص 138}
امام صادق علیه السلام :
صدقه درهم افضل من صیام یوم؛
یک درهم صدقه دادن از یک روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.
من لا یحضره الفقیه ج 2 ، ص 84 ، ح 1794 - ثواب الاعمال ص 82
امام علی علیه السلام :
إستَنزلوا الرِّزقَ بِالصَّدَقَةِ
با صدقه دادن، روزی خود را فرود آورید
کافی(ط-الاسلامیه) ج 4 ، ص 3 ، ح 5 - تحف العقول ص 60 - من لا یحضره الفقیه ج 2 ، ص 66 ،
1. مؤمن ، مؤمن واقعى نیست ، مگر آن که سه خصلت در او باشد : سنتى از پروردگارش و سنتى از پیامبرش و سنتى از امامش . اما سنت پروردگارش ، پوشاندن راز خود است ، اما سنت پیغمبرش ، مدارا و نرم رفتارى با مردم است ، اما سنت امامش صبر کردن در زمان تنگدستى و پریشان حالى است
(اصول کافى ، ج 3 ، ص 339)
2. پنهان کننده کار نیک ( پاداشش ) برابر هفتاد حسنه است و آشکار کنندهکار بد سرافکنده است ، و پنهان کننده کار بد آمرزیده است
(اصول کافى ، ج 4 ، ص 160)
3. از اخلاق پیامبران ، نظافت و پاکیزگى است
(تحف العقول ، ص 466)
4. امین به تو خیانت نکرده ( و نمىکند ) و لیکن ( تو ) خائن را امین تصورنمودى
(تحف العقول ، ص 466)
5. برادر بزرگتر به منزله پدر است
(تحف العقول ، ص 466)
6. دوست هرکس عقل او ، و دشمنش جهل اوست
(تحف العقول ، ص 467)
7. دوستى با مردم ، نیمى از عقل است
(تحف العقول ، ص 467)
8. به درستى که خداوند ، سر و صدا و تلف کردن مال و پر خواهشى را دوستندارد
(تحف العقول ، ص 467)
9. عقل شخص مسلمان تمام نیست ، مگر این که ده خصلت را دارا باشد : از اوامید خیر باشد ، از بدى او در امان باشند ، خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد ، خیر بسیار خود را اندک شمارد ، هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود ، در عمر خود از دانشطلبى خسته نشود ، فقر در راه خدایش از توانگرى محبوبتر باشد ، خوارى در راه خدایش از عزت با دشمنش محبوبتر باشد ، گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد . سپس فرمود : دهمى چیست و چیست دهمى ! به او گفته شد : چیست ؟ فرمود : احدى را ننگرد جز این که بگوید او از من بهتر و پرهیزگارتر است
(تحف العقول ، ص 467)
10. از امام رضا ( ع ) سؤال شد : سفله کیست ؟ فرمود : آن که چیزى دارد کهاز ( یاد ) خدا بازش دارد
(تحف العقول ، ص 466)
11. ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است ، و تقوا یک درجه بالاتر از ایماناست ، و به فرزند آدم چیزى بالاتر از یقین داده نشده است
(تحف العقول ، ص 469)
12. اطعام و میهمانى کردن براى ازدواج از سنت است
(تحف العقول ، ص 469)
13. پیوند خویشاوندى را برقرار کنید گرچه با جرعه آبى باشد ، و بهترین پیوندخویشاوندى ، خوددارى از آزار خویشاوندان است
(تحف العقول ، ص 469)
14. حضرت رضا ( ع ) همیشه به اصحاب خود مىفرمود : بر شما باد به اسلحهپیامبران ، گفته شد : اسلحه پیامبران چیست ؟ فرمود : دعا
(اصول کافى ، ج 4 ، ص 214)
15. از نشانههاى دین فهمى ، حلم و علم است ، و خاموشى درى از درهاى حکمتاست . خاموشى و سکوت ، دوستى آور و راهنماى هر کار خیرى است
(تحف العقول ، ص 469)
16. زمانى بر مردم خواهد آمد که در آن عافیت ده جزء است ، که نه جزء آن درکنارهگیرى از مردم ، و یک جزء آن در خاموشى است
(تحف العقول ، ص 470)
17. از امام رضا ( ع ) از حقیقت توکل سؤال شد . فرمود : این که جز خدا ازکسى نترسى
(تحف العقول ، ص 469)
18. به راستى که بدترین مردم کسى است که یارىاش را ( از مردم ) باز دارد وتنها بخورد و زیر دستش را بزند
(تحف العقول ، ص 472)
19. بخیل را آسایشى نیست ، و حسود را خوشى و لذتى نیست ، و زمامدار را وفایى نیست ، و دروغگو را مروت و مردانگى نیست
(تحف العقول ، ص 473)
20. کسى دست کسى را نمىبوسد ، زیرا بوسیدن دست او مانند نماز خواندن براىاوست
(تحف العقول ، ص 473)
21. به خداوند خوشبین باش ، زیرا هرکه به خدا خوشبین باشد ، خدا با گمانخوش او همراه است ، و هرکه به رزق و روزى اندک خشنود باشد ، خداوند به کردار اندک او خشنود باشد ، و هرکه به اندک از روزى حلال خشنود باشد ، بارش سبک و خانوادهاش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنیا و دوایش بینا سازد و او را از دنیا به سلامت به دار السلام بهشت رساند
(تحف العقول ، ص 472)
22. ایمان چهار رکن است : توکل بر خدا ، رضا به قضاى خدا ، تسلیم به امرخدا ، واگذاشتن کار به خدا
(تحف العقول ، ص 469)
23. از امام رضا درباره بهترین بندگان سؤال شد . فرمود : آنان هرگاه نیکىکنند خوشحال شوند ، و هرگاه بدى کنند آمرزش خواهند ، و هرگاه عطا شوند شکر گزارند ، و هرگاه بلا بینند صبر کنند ، و هرگاه خشم کنند . درگذرند
(تحف العقول ، ص 469)
24. کسى که فقیر مسلمانى را ملاقات نماید و بر خلاف سلام کردنش بر اغنیا براو سلام کند ، در روز قیامت در حالى خدا را ملاقات نماید که بر او خشمگین باشد
(عیون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 52)
25. از حضرت امام رضا ( ع ) درباره خوشى دنیا سؤال شد . فرمود : وسعت منزلو زیادى دوستان
(بحار الانوار ، ج 76 ، ص 152)
26. زمانى که حاکمان دروغ بگویند ، باران نبارد و چون زمامدار ستم ورزد ،دولت ، خوار گردد ، و اگر زکات اموال داده نشود چهار پاپان از بین روند
(بحار الانوار ، ج 73 ، ص 373)
27. هر کس اندوه و مشکلى را از مؤمنى برطرف نماید ، خداوند در روز قیامتاندوه را از قلبش برطرف سازد
(اصول کافى ، ج 3 ، ص 268)
28. بعد از انجام واجبات ، کارى بهتر از ایجاد خوشحالى براى مؤمن ، نزدخداوند بزرگ نیست
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 347)
29. بر شما باد به میانهروى در فقر و ثروت ، و نیکى کردن چه کم و چه زیاد ،زیرا خداوند متعال در روز قیامت یک نصفه خرما را چنان بزرگ نماید که مانند کوه احد باشد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 346)
30. به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر رابفشارید و به هم خشم نگیرید
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 347)
31. بر شما باد راز پوشى در کارهاتان در امور دین و دنیا . روایت شده که" افشاگرى کفر است " و روایت شده " کسى که افشاى اسرار مىکند با قاتل شریک است " و روایت شده که " هرچه از دشمن پنهان مىدارى ، دوست تو هم بر آن آگاهى نیابد "
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 347)
32. آدمى نمىتواند از گردابهاى گرفتارى با پیمانشکنى رهایى یابد ، و ازچنگال عقوبت رهایى ندارد کسى که با حیله به ستمگرى مىپردازد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 349)
33. با سلطان و زمامدار با ترس و احتیاط همراهى کن ، و با دوست با تواضع ،و با دشمن با احتیاط ، و با مردم با روى خوش
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 356)
34. هر کس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد ، خداوند از عمل کم او راضىباشد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 356)
35. عقل ، عطیه و بخششى است از جانب خدا ، و ادب داشتن ، تحمل یک مشقتاست ، و هر کس با زحمت ادب را نگهدارد ، قادر بر آن مىشود ، اما هر که به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بر جهل او افزوده نمىشود
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 342)
36. به راستى کسى که در پى افزایش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره کند ، پاداشش از مجاهد در راه خدا بیشتر است
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 339)
37. پنج چیز است که در هر کس نباشد امید چیزى از دنیا و آخرت به او نداشته باش : کسى که در نهادش اعتماد نبینى ، و کسى که در سرشتش کرم نیابى ، و کسى که در خلق و خوىاش استوارى نبینى ، و کسى که در نفسش نجابت نیابى ، و) کسى که از خدایش ترسناک نباشد
(تحف العقول ، ص 470)
38. هرگز دو گروه با هم روبهرو نمىشوند ، مگر اینکه نصرت و پیروزى با گروهىاست که عفو و بخشش بیشترى داشته باشد
(تحف العقول ، ص 470)
39. مبادا اعمال نیک و تلاش در عبادت را به اتکاى دوستى آل محمد ( ع ) رهاکنید ، و مبادا دوستى آل محمد ( ع ) و تسلیم براى آنان را به اتکاى عبادت از دست بدهید ، زیرا هیچ کدام از ایندو به تنهایى پذیرفته نمىشود
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 347)
40. عبادت پر روزه داشتن و نماز خواندن نیست ، و همانا عبادت پر اندیشهکردن در امر خداست
(تحف العقول ، ص 466)
41. کسى که نعمت دارد باید که بر عیالش در هزینه وسعت بخشد
(تحف العقول ، ص 466)
42. هرچه زیادى است نیاز به سخن زیادى هم دارد
(تحف العقول ، ص 466)
43. کمک تو به ناتوان بهتر از صدقه دادن است
(تحف العقول ، ص 470)
44. به آن حضرت گفته شد : چگونه صبح کردى ؟ فرمود : با عمر کاسته ، و کردارثبت شده ، و مرگ بر گردن ما و دوزخ دنبال ما است ، و ندانیم با ما چه شود
(تحف العقول ، ص 470)
45. سخاوتمند از طعام مردم بخورد تا از طعامش بخورند ، و بخیل از طعام مردمنخورد تا از طعامش نخورند
(تحف العقول ، ص 470)
46. ما خاندانى باشیم که وعده خود را وام دانیم چنانچه رسول خدا ( ص )کرد
(تحف العقول ، ص 470)
47. هیچ بنده به حقیقت کمال ایمان نرسد تا سه خصلتش باشد : بینایى در دین ، و اندازهدارى در معیشت ، و صبر بر بلاها
(تحف العقول ، ص 471)
48. به ابى هاشم داود بن قاسم جعفرى فرمود : اى داود ما را بر شما به خاطر رسول خدا ( ص ) حقى است ، و شما را هم بر ما حقى است ، هر که حق ما را شناخت رعایت او باید ، و هر که حق ما را نشناخت حقى ندارد
(تحف العقول ، ص 471)
49. با نعمتها خوش همسایه باشید ، که گریز پایند ، و از مردمى دور نشوند که باز آیند
(تحف العقول ، ص 472)
50. ابن سکیت به آن حضرت گفت : امروزه حجت بر مردم چیست ؟ در پاسخفرمود : همان عقل است که به وسیله آن شناخته مىشود آن که راستگو است از طرف خدا و از او باور مىکند ، و آن که دروغگو است و او را دروغ مىشمارد ، ابن سکیت گفت : به خدا این است پاسخ
(تحف العقول ، ص 473)
لقمان علیه السلام :یا بُنَیَّ ... لا تَستَقرِض مِن جَدیدِ الکیسِ ، ولا تُؤاخِ مَعَ الشُّرطِیِّ أبَداً .
لقمان علیه السلامپسرم! . . . از نوکیسه قرض نگیر، و هرگز با داروغه برادرى نکن .
17 لقمان حکیم علیه السلام : مَنْ یُطِعِ اللّه َ خافَهُ، وَ مَنْ خافَهُ فَقَدْ أَحَبَّهُ، وَمَنْ أَحَبَّهُ اتَّبَعَ اَمْرَهُ، وَمَنِاتَّبَعَ اَمْرَهُ اسْتَوْجَبَ جَنَّتَهُ وَمَرْضاتَهُ؛
26 لقمان حکیم علیه السلام : یا بُنَىَّ اجْعَلْ غِناکَ فى قَلْبِکَ وَ اِذَا افْتَقَرْتَ فَلاتُحَدِّثِ النّاسَ بِفَقْرِکَفَتَهُونَ عَلَیْهِمْ وَ لکِنِ اسْأَلِ اللّه َ مِنْ فَضْلِهِ؛
40 لقمان حکیم علیه السلام: عَلَیْکَ بِقَبُولِ الْمَوْعِظَةِ وَالْعَمَلِ بِها فَإِنَّها عِندَ الْمُؤْمِنِ أَحْلى مِنَالْعَسَلِ الشَّهْدِ وعَلَى الْمُنافِقِ أَثْقَلُ مِنْ صُعُودِ الدَّرَجَةِ عَلَى الشَّیْخِ الْکَبیرِ؛
2 لقمان حکیم علیه السلام: یا بُنَىَّ... وَ اجْهَدْ اَنْ یَکونَ الْیَوْمُ خَیْرا لَکَ مِنْ اَمْسِ وَ غَدا خَیْرالَکَ مِنَ الْیَوْمِ فَاِنَّهُ مَنِ اسْتَوى یَوْماهُ فَهُوَ مَغْبونٌ وَ مَنْ کانَ یَوْمُهُ شَرّا مِنْ اَمْسِهِفَهُوَ مَلْعونٌ؛
«یُؤْتِى الْحِکْمَةَ مَن یَشَاءُ وَمَن یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِىَ خَیْرًا کَثِیرًا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الاْءَلْبَـبِ» .
لقمان علیه السلام ـ در سفارش به فرزندش ـ : فرزندم! حکمت بیاموز تا بدان ، شرافت یابى... آدمى چگونه گمان مى برد که بدون حکمت، کار دین و معیشتش سامان مى پذیرد؟ خداوند هرگز کار دنیا و آخرت را سامان نمى دهد ، مگر با حکمت، و حکایت حکمت بى طاعت [ ِ خداوند] ، حکایتِ جسم بى جان و حکایتِ زمین بى آب است. نه جسم بدون جان به کار مى آید ، نه زمین بدون آب ، و نه حکمت بدون طاعت.
وَ وَصَّیْنَا الْانسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا
{ سوره عنکبوت آیه 8 } ( و ما به انسان، توصیه نمودیم که به والدینش نیکى نماید )
امیرالمومنین علی (ع) فرمود : بزرگترین و مهمترین تکلیف الهی نیکی به پدر و مادر است. میزان الحکمة جلد 10 صفحه 709
امام صادق (ع) فرمود : برترین کارها عبارت است از: 1- نماز در وقت 2- نیکی به پدر و مادر 3- جهاد در راه خدا. بحارالانوار جلد 74 صفحه 85
مردی خدمت پیامبر اکرم (ص) آمد و گفت : پدر و مادر پیری دارم که به خاطر انس با من مایل نیستند به جهاد بروم ، رسول خدا (ص) فرمود : پیش پدر و مادرت بمان، قسم به آنکه جانم در دست اوست انس یکروز آنان با تو از جهاد یکسال بهتر است. ( البته در صورتی که جهاد واجب عینی نباشد ).بحارالانوار جلد 74 صفحه 52
ابنمسعود میگوید: از پیامبر گرامی(ص) سؤال کردم، محبوبترین کار پیش خدا کدام است؟ فرمود: نماز در وقت، گفتم: بعد از آن چه چیز؟ فرمود: نیکی به پدر و مادر، گفتم: بعد از آن چه چیز، فرمود: جهاد در راه خدا. ( بالاترین جهاد یعنی جهاد اکبر ، مخالفت با هواهای نفسانی ) بحارالانوار جلد 74 صفحه 70
پیامبر خدا (ص) فرمود: هر فرزند نیکوکاری که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند در مقابل هر نگاه، ثواب یک حج کامل مقبول به او داده میشود، سؤال کردند، حتی اگر روزی صدمرتبه به آنها نگاه کند؟ فرمود: آری خداوند بزرگتر و پاکتر است. بحارالانوار جلد 74 صفحه 73
امام رضا (ع) فرمود : خداوند متعال فرمان داده سه چیز همراه سه چیز دیگر انجام گیرد : 1- به نماز همراه زکات فرمان داده است، پس کسی که نماز بخواند و زکات نپردازد نمازش نیز پذیرفته نمیشود. 2-به سپاسگذاری از خودش و پدر و مادر فرمان داده است، پس کسی که از پدر و مادرش سپاسگذاری نکند، خدا را شکر نکرده است. 3- به تقوای الهی فرمان داده و به صلهی رحم، پس کسی که صلهی رحم انجام ندهد تقوای الهی را هم بجا نیاورده است. بحارالانوار جلد 74 صفحه 77
امام صادق(ع) فرمود: نیکی به پدر و مادر نشانهی شناخت شایستهی بنده خداست. زیرا هیچ عبادتی زودتر از رعایت حرمت پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا انسان را به رضایت خدا نمیرساند.بحارالانوار جلد 74 صفحه 77
پیامبر اکرم (ص) فرمود : بندهای که مطیع پدر و مادر ( البته مطیع بودن در برابر پدر و مادر در راه دین و گرنه اگر پدر و مادر معصیت از ما خواستند نباید انجام دهیم ) و پروردگارش باشد ، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.کنزالاعمال جلد 16 صفحه 467
رسول خدا (ص) فرمود : کسی که به نیت پدر و مادرش حج انجام دهد یا بدهکاری آنها را بپردازد خداوند او را در روز قیامت با نیکان برمیانگیزد. کنزالاعمال جلد 16 صفحه 468
پیامبر اکرم(ص) فرمود: آنکه پدر و مادرش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و کسی که پدر و مادر خود را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است. کنزالاعمال جلد 16 صفحه 470
امام صادق (ع) فرمود : هنگامی که حضرت موسی(ع) مشغول مناجات با پروردگارش بود، مردی را دید که در زیر سایهی عرش الهی در ناز و نعمت است، عرض کرد: خدایا این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟ خداوند متعال فرمود: او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و هرگز سخنچینی نمیکرد. بحارالانوار جلد 74 صفحه 65
پیامبرخدا(ص) فرمود: دو سال را برو به پدر و مادرت نیکی کن، یکسال راه برو و صلهی رحم انجام بده، (یعنی اگر پدر و مادرت در فاصلهی دوری هستند که دو سال باید راه بروی تا به آنها برسی و نیکی کنی ارزش دارد). بحارالانوار جلد 74 صفحه 83
پیامبر خدا(ص) : فرمود : کسی که دوست دارد عمرش طولانی و روزیش زیاد شود، نسبت به پدر و مادرش نیکی کند و صلهی رحم بجای آورد.کنزالاعمال جلد 16 صفحه 475
حنان ابن سُدیر میگوید : در حضور امام صادق(ع) بودیم که مُیّسِر هم در میان ما بود، از رابطه خویشاوندی سخن به میان آمد، امام صادق(ع) فرمود: ای مُیّسِر چند بار اجل و مرگ تو فرا رسیده و هر بار خداوند آنرا بخاطر صله رحم با خویشاوندانت تأخیر انداخته است، اگر میخواهی خداوند عمر تو را زیاد کند به پدر و مادرت نیکی کن. بحارالانوار جلد 74 صفحه 84
امام صادق(ع) فرمود: مردی خدمت پیامبر(ص) آمد و گفت: ای رسول خدا به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: به مادرت، عرض کرد: بعد از او به چه کسی؟ فرمود: به مادرت، گفت: سپس به چه کسی؟ فرمود: به مادرت، سؤال کرد: سپس به چه کسی؟ فرمود: به پدرت.بحارالانوارجلد 74 صفحه 49
رسول خدا(ص) فرمود: به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند، از زنان مردم چشمپوشی کنید تا دیگران نسبت به زنهای شما چشمپوشی کنند.کنزالاعمال جلد 16 صفحه 466
از امام کاظم(ع) نقل شده که فرمود: مردی از پیامبر خدا(ص) سؤال کرد: حق پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: 1- او را با نام صدا نکند. 2- در راهرفتن از او جلو نیفتد. 3- قبل از او ننشیند. 4- کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش دهند.بحارالانوار جلد 74 صفحه 45
رسول خدا(ص) فرمود: نگاه محبتآمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است.بحارالانوارجلد 74 صفحه 80
اَبی ولّاد میگوید: معنای آیة «وَبِالوَالِدَینِ اِحسَاناً» را از امام صادق(ع) پرسیدم، فرمود: احسان به پدر و مادر اینست که رفتارت را با آنها نیکو کنی و مجبورشان نکنی تا چیزی که نیاز دارند از تو بخواهند. «یعنی قبل از درخواست آنان نیازشان را برطرف کنی».بحارالانوار، جلد 74 صفحه 79
امام صادق(ع) فرمود: چشمهایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی با پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنها نکن، دستهایت را بالای دستهای آنها مبر، و جلوتر از آنان راه مرو.بحارالانوار، جلد 74 صفحه 79
امام صادق(ع) فرمود: چه چیز مانع شخص میشود وقتی که پدر و مادرش زنده یا مردهاند به آنها نیکی کند، به این صورت که به نیت آنها نماز بخواند، صدقه بدهد، حج بجا بیاورد و روزه بگیرد، زیرا اگر چنین کند ثواب آنها به پدر و مادر میرسد و به خود شخص هم همانقدر ثواب داده میشود، به علاوه خداوند متعال به واسطة کارهای نیک و نماز او خیر زیادی به او عطا میکند.بحارالانوار جلد 74 صفحه 46
امام باقر(ع) فرمود: در سه چیز خداوند متعال اجازه ترک آنها را نداده است. 1- ادای امانت به مرد نیکوکار و فاسق. 2- وفای به عهد و پیمان نسبت به نیکوکار و فاسق. 3- نیکی به پدر و مادر، نیکوکار باشند یا فاسق و لاابالی.بحارالانوار جلد 74 صفحه 56
در نوشته امام رضا(ع) به مأمون آمده که: نیکی به پدر و مادر واجب و لازم است اگر چه مشرک و کافر باشند، ولی در معصیت خدا نباید اطاعتشان کرد.بحارالانوار جلد 74 صفحه 72
از امام رضا(ع) نقل شده که فرمود: رسول خدا(ص) فرمود: نسبت به پدر و مادر نیکوکار باش تا پاداش تو بهشت باشد ولی اگر عاقّ آنها شوی جهنمی خواهی بود.اصول کافی جلد 2 صفحه 348
امام صادق(ع) فرمود: اگر خداوند چیزی کمتر از اُف (اوه) گفتن سراغ داشت از آن نهی میکرد: و اُفگفتن از کمترین مراتب عاقشدن است. نوعی از عاقشدن این است که انسان به پدر و مادرش تیز نگاه کند. (خیره شود).اصول کافی جلد 2 صفحه 348
امام صادق(ع) فرمود: کسی که از روی نفرت به پدر و مادرش که به او ستم کردهاند نگاه کند، نمازش در درگاه الهی پذیرفته نمیشود.اصول کافی جلد 4 صفحه 50
امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: کسی که پدر و مادر خویش را غمگین سازد عاق والدین شده است. (حق آنها را رعایت نکرده است).بحارالانوار جلد 74 صفحه 64
امام صادق (ع) فرمود: پدرم مردی را دید که پسرش همراهش راه میرفت و به بازوی پدر تکیه کرده بود، (وقتی این جریان را دید) تا زنده بود از روی ناراحتی و خشم با او صحبت نکرد.بحارالانوار جلد 74 صفحه 64
امام صادق(ع) فرمود: هر کس با این سه نفر کشمکش کند خوار میگردد: پدر، سلطان حق و شخص بدهکار.بحارالانوار جلد 74 صفحه 71
پیامبر خدا(ص) فرمود: از عاق والدینشدن بپرهیزید، زیرا با اینکه بوی بهشت از مسافت هزارسال به مشام میرسد، عاق والدین و کسی که قطع رحم کند آن بو را احساس نخواهد کرد. (یعنی بیش از هزار سال از بهشت فاصله دارد.)بحارالانوار جلد 74 صفحه 62
امام صادق(ع) فرمود: عاق والدین و شرابخوار و انسان خیر منتگذار وارد بهشت نمیشود.بحارالانوار جلد 74 صفحه 74
رسول خدا(ص) فرمود: در قیامت خدا به چهار گروه نظر رحمت نخواهد کرد: 1- عاق والدین 2- منتگذار 3- منکر قضا و قدر 4- شرابخوار بحارالانوار جلد 74 صفحه 71
رسول اکرم (ص) فرمود: کیفر سه گناه به قیامت نمیماند (یعنی در همین دنیا مجازات میشود). 1- عاق پدر و مادر 2- ظلم و تجاوز به مردم 3- ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی.بحارالانوار جلد 74 صفحه 74
امام صادق (ع) فرمود: از گناهانی که هوا را تیره و تار میکند عاق والدین شدن است.بحارالانوار جلد 74 صفحه 74
امام صادق (ع) فرمود: عاق پدر و مادر شدن از گناهان کبیره است، زیرا خداوند متعال عاق والدین را گناهکار شقی شمرده است.بحارالانوار جلد 74 صفحه 74
امام صادق (ع) فرمود: هنگام مرگ جوانی، پیامبر خدا (ص) کنار بستر او حضور یافتند و به جوان فرمودند: بگو لاالهالاالله، زبانش بند آمد، چند بار تکرار فرمودند، ولی زبان او بند شد، پیامبر (ص) به زنی که کنار جوان بود فرمود: آیا این جوان مادر دارد؟ زن گفت: بله، من مادر او هستم، فرمود: آیا از او ناراضی هستی؟ زن گفت: بله شش سال است با او صحبت نکردهام، فرمود: از او راضی شو، زن گفت: یارسولالله بخاطر رضایت تو خدا از او راضی شود. (من از او راضی هستم) سپس پیامبر(ص) به جوان گفت: بگو لاالهالاالله، جوان در این هنگام گفت: لاالهالاالله و پس از لحظاتی مُرد.بحارالانوار جلد 74 صفحه 75
امام سجاد(ع) فرمود: مردی خدمت رسول خدا (ص) رسید و گفت: ای رسول خدا، من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم، آیا میتوانم توبه کنم؟ رسول خدا (ص) فرمود: آیا هیچیک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکی کن (تا آمرزیده شوی). وقتی او راه افتاد پیامبر(ص) فرمود: کاش مادرش زنده بود. (یعنی اگر او زنده بود و به او نیکی میکرد، زودتر آمرزیده میشد).بحارالانوار جلد 74 صفحه 82
حضرت محمد (ص) : همچنانکه فرزند در صورت عدم ادای حقوق پدر و مادر عاق آنها میشود پدر و مادر نیز چنانچه فرزند صالح باشد و حقش را ادا نکنند عاق فرزند می شوند. خصال الصدوق باب الاثنین حدیث 67
حضرت محمد (ص) : از جمله حقوق فرزند بر پدرش سه چیز است ، او را نام نیک گذارد و نوشتن آموزد و چون بالغ شود برای او زن بگیرد. روضة الواعظین صفحه 369
حضرت محمد (ص) : مردی از حضرت رسول (ص) پرسید حق پدر بر فرزندش چیست ؟ فرمود او را به نامش نخواند ، و جلو او راه نرود ، پیش از او ننشیند ، و موجب دشنام او نشود { با مردم طوری رفتار نکند که به پدرش دشنام دهند }. اصول کافی جلد 3 باب البر بالوالدین حدیث 5 و 9
حضرت محمد (ص) : مردی خدمت نبی اکرم (ص) آمد و عرض کرد ای رسول خدا به چه کسی نیکی کنم ؟ فرمود به مادرت گفت سپس به که ؟ فرمود به مادرت ، گفت سپس به که ؟ فرمود به مادرت ، { برای مرتبه چهارم } عرض کرد سپس به که ؟ فرمود به پدرت. اصول کافی جلد 3 باب البر بالوالدین حدیث 5 و 9
حضرت محمد (ص) : خشنودی خدا تمامش در خشنودی پدر و مادر و خشم خدا در خشم آندو است. جامع الاخبار صفحه 98
حضرت محمد (ص) : نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است. تحف العقول مواعظ النبی (ص)
حضرت محمد (ص) : هرکه به والدینش احسان و نیکی کند خداوند عمرش را زیاد گرداند. روضة الواعظین صفحه 368
حضرت محمد (ص) : خداوند لعنت کند بر والدینی که فرزندشان را بر نافرمانی خودشان وادار کنند. بحارالانوار جلد 77 صفحه 58
حضرت محمد (ص) : خداوند رحمت کند پدر و مادری را که فرزندشان را بر نیکی کردن به آنها وادار کنند. بحارالانوار جلد 77 صفحه 58
حضرت محمد (ص) : هرکه پدر و مادرش را اندوهگین سازد آنها را نافرمانی کرده است. بحارالانوار جلد 77 صفحه 58
حضرت محمد (ص) : از نفرین پدر بترسید و دور باشید که بالای ابر ( به آسمان ) بلند شود و خداوند عزوجل ( به فرشتگان ) فرماید : آنرا به سوی من بلند کنید تا برایش استجابت کنم ، و از نفرین مادر بترسید که آن از شمشیر تیزتر است. مجموعه ورام جلد 1 صفحه 12
حضرت محمد (ص) : به فرزندان خود شنا کردن و تیر اندازی بیاموزید. طرائف الحکم جلد 2 صفحه 117 نقل از وسائل
حضرت محمد (ص) : بر در بهشت دیدم نوشته شده ؛ تو بر هر بخیل و ریاکار و عاق { والدین } و سخن چین حرام هستی. جامع الاخبار صفحه 98
حضرت محمد (ص) : مردی خدمت پیغمبر خدا (ص) آمد و عرض کرد یا رسول الله من با شور و نشاط به جهاد تمایل دارم ، نبی اکرم (ص) به او فرمود پس در راه خدا جهاد کن که اگر کشته شوی در نزد خداوند زنده بوده و روزی خواهی خورد و اگر ( در اینراه به اجل طبیعی ) بمیری پاداش تو بر خداوند است و اگر سالم از میدان جنگ برگشتی از گناهانت پاک شوی مانند روز ولادتت ؛ عرض کرد یا رسول الله (ص) من پدر و مادر پیری دارم که گمان میکنند به من اُنس گرفته اند و خروج مرا ( از نزد خود ) خوش ندارند ، رسول خدا (ص) فرمود در این صورت نزد والدینت بمان قسم به آنکه جامن من در دست اوست موآنست آنها یک شبانه روز به تو از جهاد یکسال بهتر است. اصول کافی جلد 3 باب البر بالوالدین حدیث 10
حضرت محمد (ص) : میان فرزندانتان به عدالت رفتار کنید همچنانکه دوست دارید در احسان و لطف میان شما به عدالت رفتار نمایند. سفینة البحار جلد 2 صفحه 684
حضرت محمد (ص) : فرزندانتان را با اسامی پیغمبران نام گذارید و بهترین نامها عبدالله و عبدالرحمن است. سفینة البحار جلد 2 صفحه 684
اَطیَبُ العَیشِ القَناعَةُ؛
خوشترین زندگى، زندگى با قناعت است.
غررالحکم، ح 2918
مَنِ اقتَصَرَ عَلى بُلغَةِ الکَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الراحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفضَ الدَّعَةِ؛
هر کس به مقدار کفایت، قناعت کند، آسایش مىیابد و براى خویش زمینه گشایش فراهم مىکند.
نهج البلاغه، حکمت 377
مِن شَرَفِ الهِمَّةِ لُزومِ القِناعَةِ؛
پایبندى به قناعت، از والایى همّت است.
غررالحکم، ج6، ص44، ح9435
حُرِمَ الحَریصُ خَصلَتَینِ وَلَزِمَتهُ خَصلَتانِ: حُرِمَ القَناعَةَ فَافتَقَدَ الرّاحَةَ وَحُرِمَ الرِّضا فَافتَقَدَ الیَقینَ؛
حریص از دو خصلت محروم شده و در نتیجه دو خصلت را با خود دارد: از قناعت محروم است و در نتیجه آسایش را از دست داده است، از راضى بودن محروم است و در نتیجه یقین را از دست داده است.
غررالحکم، ج3، ص330، ح4634
امام على علیه السلام :
اِنتَقِم مِنَ الحِرصِ بِالقَناعَةِ کَما تَنتَقِمُ مِنَ العَدُوِّ بِالقِصاصِ؛
از حرص، با قناعت انتقام بگیر، چنان که با قصاص از دشمن انتقام مى گیرى.
کافى، ج2، ص138، ح3
لَو لاخَمسُ خِصالٍ لَصارَ النّاسُ کُلُّهُم صالِحینَ: أوَّلُهَا القَناعَةُ بِالجَهلِ، الحِرصُ عَلَى الدُّنیا، وَالشُّحُّ بِالفَضلِ، وَالرِّیاءُ فِى العَمَلِ وَالعجابُ بِالرَّىِ؛
اگر پنج خصلت نبود، همه مردم جزوِ صالحان مى شدند: قانع بودن به نادانى، حرص به دنیا، بخل ورزى به زیادى، ریاکارى در عمل، و خود رأیى.
غررالحکم، ج2، ص451، ح3260
اِنَّ صاحِبَ الدّینِ فَکَّرَ فَـعَـلَـتْهُ السَّکینَةُ وَ اسْتَـکانَ فَـتَواضَعَ وَ قَنِعَ فَاسْتَغْنى وَ رَضىَ بِما اُعْطىَ وَ انْفَرَدَ فَکُفىَ الاِْخْوانَ وَ رَفَضَ الشَّهَواتِ فَصارَ حُرّا وَ خَلَعَ الدُّنْیا فَتَحامَى الشُّرورَ وَ اطَّرَحَ الْحَسَدَ فَظَهَرتِ الْمَحَبَّةُ وَ لَمْ یُخِفِ النّاسَ فَـلَـمْ یَخَفْهُمْ وَ لَمْ یُذْنِبْ اِلَیْهِمْ فَسَلِمَ مِنْهُمْ وَ سَخَتْ نَفْسُهُ عَنْ کُلِّ شَىءٍ ففازَ وَ اسْتَکْمَلَ الْفَضْلَ وَ اَبْصَرَ العافیَةَ فَاَمِنَ النَّدامَةَ؛
آدم دیندار چون مىاندیشد، آرامش بر جان او حاکم است. چون خضوع مىکند متواضع است. چون قناعت مىکند، بىنیاز است. به آنچه داده شده خشنود است. چون تنهایى را برگزیده از دوستان بىنیاز است. چون هوا و هوس را رها کرده آزاد است. چون دنیا را فرو گذارده از بدىها و گزندهاى آن در امان است. چون حسادت را دور افکنده محبتش آشکار است.مردم را نمىترساند پس از آنان نمىهراسد و به آنان تجاوز نمىکند پس از گزندشان در امان است. به هیچ چیز دل نمىبندد پس به رستگارى و کمال فضیلت دست مىیابد و عافیت را به دیده بصیرت مىنگرد پس کارش به پشیمانى نمىکِشد.
امالى مفید، ص 52، ح 14
مَنِ اقْتَصَرَ عَلى بُلْغَةِ الْکَفافِ فَقَدِ انْتَظَـمَ الرّاحَةَ وَ تَبَوَّاَ خَفْضَ الدَّعَةِ؛
هر کس به اندازهاى که او را کفایت مىکند، قناعت کند، به آسایش و نظم مىرسد و در آسودگى و رفاه منزل مىگیرد.
نهج البلاغه، حکمت 371
اَطْیَبُ الْعَیْشِ القَناعَةُ؛
خوشترین زندگى، زندگى با قناعت است.
غررالحکم، ح 2918
کانَ النَّبىّ صلىاللهعلیهوآله قَبْلَ المَبْعَثِ مَوصوفا بِعِشرینَ خَصلَةً مِن خِصالِ الاَنْبیاءِ لَوِ انْفَرَدَ واحِدٌ بِاَحَدِها لَدَلَّ عَلى جَلالِهِ فَکَیْفَ مَنِ اجْتَمَعَت فیهِ؟! کانَ نَبیّا اَمینا، صادِقا، حاذِقا، اَصیلاً، نَبیلاً، مَکینا، فَصیحا، عاقِلاً، فاضِلاً، عابِدا، زاهِدا، سَخیا، کمیا، قانِعا، مُتَواضِعا، حَلیما، رَحیما، غَیورا، صَبورا، مُوافِقا، مُرافِقا، لَمیُخالِطْ مُنَجِّما وَ لا کاهِنا و لا عَیافا؛
رسول اکرم صلىاللهعلیهوآله پیش از مبعوث شدن، بیست خصلت از خصلتهاى پیامبران را دارا بودند، که اگر کسى یکى از آنها را داشته باشد، دلیل عظمت اوست؛ چه رسد به کسى که همه آنها را دارا باشد، آن حضرت پیامبرى امین، راستگو، ماهر، اصیل، شریف، استوار، سخنور، عاقل، با فضیلت، عابد، زاهد، سخاوتمند، دلیر و با شهامت، قانع، متواضع، بردبار، مهربان، غیرتمند، صبور، سازگار، و نرمخو بودند و با هیچ منجّم (قائل به تأثیر ستارگان)، غیبگو و پیشگویى همنشین نبودند.
المناقب لابن شهر آشوب، ج 1، ص 123
فى تَفْسیر آیَةِ «مَنْ عَمِلَ صالِحا مِنْ ذَکَرٍ اَوْ اُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فلَنُحیَینَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزیَنَّهُمْ اَجْرَهُمْ بِاَحْسَنِ ما کانوا یَعْمَلونَ» اَلْقَناعَةُ وَ الرِّضا بِما قَسَمَ اللّهُ؛
در تفسیر آیه «هر مؤمنى مرد یا زن کار نیکى انجام دهد، قطعا او را با زندگى پاکیزهاى، حیات مىبخشیم و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام دادهاند پاداش خواهیم داد» زندگى پاک، یعنى قناعت و رضایت به آنچه خداوند مقدّر نموده است.
نهج الفصاحه، ح 27
صبر
|
تحیة و سلام
منبع : مستدرک جلد2 ص68
منبع : وسائل جلد3 ص209
سلام به کودک دو اثر روانی دارد : برای سلام کننده باعث تقویت خوی پسندیده ی تواضع و فروتنی است، و برای کودک وسیله ی احیاء شخصیت و ایجاد استقلال است . طفلی که بزرگسالان به او سلام کنند و بدین وسیله از وی احترام نمایند، لیاقت و شایستگی خود را باور می کند و از کودکی معتقد می شود که جامعه او را انسان می شناسد و مردم به او اهمیت می دهند
منبع : مستدرک جلد 2 ص69
منبع : مستدرک جلد 2 ص69
منبع : غررالحکم ، ص579
السلام علیک یا سید الساجدین (علیه السلام)
1- قالَ الاْمامُ عَلىّ بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین (عَلَیْهِ السَّلام) :
ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ کانَ فی کَنَفِ اللّهِ، وَأظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَآمَنَهُ مِنْ فَزَعِ الْیَوْمِ الاْکْبَرِ:
مَنْ أَعْطى النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، ورَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَرِجْلاً حَتّى یَعْلَمَ أَنَّهُ فى طاعَهِ اللّهِ قَدِمَها أَوْ فى مَعْصِیَتِهِ، وَرَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْب حَتّى یَتْرُکَ ذلکَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.([1])
امام سجاد(علیه اسلام) فرمود: سه حالت و خصلت در هر یک از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش الهى مى باشد و از سختى ها و شداید صحراى محشر در امان است:
اوّل آن که در کارگشائى و کمک به نیازمندان و درخواست کنندگان دریغ ننماید.
دوّم آن که قبل از هر نوع حرکتى بیندیشد که کارى را که مى خواهد انجام دهد یا هر سخنى را که مى خواهد بگوید آیا رضایت و خوشنودى خداوند در آن است یا مورد غضب و سخط او مى باشد.
سوّم قبل از عیب جوئى و بازگوئى عیب دیگران، سعى کند عیب هاى خود را برطرف نماید.
2- قالَ(علیه السلام): ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُؤْمِن: کَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِیابِهِمْ، وَ إشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْیاهُ، وَ طُولُ الْبُکاءِ عَلى خَطیئَتِهِ.([2])
فرمود: سه چیز موجب نجات انسان خواهد بود: بازداشت زبان از بدگوئى و غیبت مردم، خود را مشغول به کارهائى کردن که براى آخرت و دنیایش مفید باشد.
و همیشه بر خطاها و اشتباهات خود گریان و ناراحت باشد.
3- قالَ(علیه السلام): أرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فیهِ کَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِیَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راض: وِفاءٌ لِلّهِ بِما یَجْعَلُ عَلى نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْسْتحْیاء مِنْ کُلِّ قَبِیح عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.([3])
فرمود: هرکس داراى چهار خصلت باشد، ایمانش کامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتى خداوند را ملاقات مى کند که از او راضى و خوشنود است:
1 ـ خصلت خودنگهدارى و تقواى الهى به طورى که بتواند بدون توقّع و چشم داشتى، نسبت به مردم خدمت نماید.
2 ـ راست گوئى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى.
3 ـ حیا و پاکدامنى نسبت به تمام زشتى هاى شرعى و عرفى.
4 ـ خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عیال خود.
4- قالَ(علیه السلام): یَا ابْنَ آدَم، إنَّکَ لا تَزالُ بَخَیْر ما دامَ لَکَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِکَ، وَما کانَتِ الْمُحاسَبَهُ مِنْ هَمِّکَ، وَما کانَ الْخَوْفُ لَکَ شِعاراً.([4])
فرمود: اى فرزند آدم، تا آن زمانى که در درون خود واعظ و نصیحت کننده اى دلسوز داشته باشى، و در تمام امور بررسى و محاسبه کارهایت را اهمیّت دهى، و در تمام حالات ـ از عذاب الهى ـ ترس و خوف داشته باشى; در خیر و سعادت خواهى بود.
5- قالَ(علیه السلام): وَ أمّا حَقُّ بَطْنِکَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعاءً لِقَلیل مِنَ الْحَرامِ وَ لا لِکَثیر، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِى الْحَلالِ.([5])
فرمود: حقّى که شکم بر تو دارد این است که آن را ظرف چیزهاى حرام ـ چه کم و چه زیاد ـ قرار ندهى و بلکه در چیزهاى حلال هم صرفه جوئى کنى و به مقدار نیاز استفاده نمائى.
6- قالَ(علیه السلام): مَنِ اشْتاقَ إلى الْجَنَّهِ سارَعَ إلى الْحَسَناتِ وَسَلاعَنِ الشَّهَواتِ، وَمَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ بادَرَ بِالتَّوْبَهِ إلى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَراجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ.([6])
فرمود: کسى که مشتاق بهشت باشد در انجام کارهاى نیک، سرعت مى نماید و شهوات را زیر پا مى گذارد; و هرکس از آتش قیامت هراسناک باشد به درگاه خداوند توبه مى کند و از گناهان و کاهاى زشت دورى مى جوید.
7- قالَ(علیه السلام): طَلَبُ الْحَوائِجِ إلىَ النّاسِ مَذَلَّهٌ لِلْحَیاهِ وَمَذْهَبَهٌ لِلْحَیاءِ، وَاسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَهُوَ الْفَقْرُ الْحاضِرِ، وَقِلَّهُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَى الْحاضِر.([7])
فرمود: دست نیاز به سوى مردم دراز کردن، سبب ذلّت و خوارى در زندگى و در معاشرت خواهد بود.
و نیز موجب از بین رفتن حیاء و ناچیز شدن شخصیت خواهد گشت به طورى که همیشه احساس نیاز و تنگ دستى نماید.
و هرچه کمتر به مردم رو بیندازد و کمتر درخواست کمک نماید بیشتر احساس خودکفائى و بى نیازى خواهد داشت.
8- قالَ(علیه السلام): اَلْخَیْرُ کُلُّهُ صِیانَهُ الاْنْسانِ نَفْسَهُ.([8])
فرمود: سعادت و خوشبختى انسان در حفظ و کنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه کار زشت و خلاف است.
9- قالَ(علیه السلام): سادَهُ النّاسِ فى الدُّنْیا الأَسْخِیاء، وَ سادَهُ الناسِ فی الآخِرَهِ الاْتْقیاءِ.([9])
فرمود: در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند; ولى در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزکاران خواهند بود.
10- قالَ(علیه السلام): مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَوَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَکِ یَوْمَ الْقِیامَهِ.([10])
فرمود: هرکس براى رضا و خوشنودى خداوند ازدواج نماید و با خویشان خود صله رحم نماید، خداوند او را در قیامت مفتخر و سربلند مى گرداند.
11- قالَ(علیه السلام): مَنْ زارَ أخاهُ فى اللّهِ طَلَباً لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَیَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَک، وَهَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِنْ خَلْف ألاطِبْتَ وَطابَتْ لَکَ الْجَنَّهُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَهُ.([11])
فرمود: هرکس به دیدار دوست و برادر خود برود و براى رضاى خداوند او را زیارت نماید به امید آن که به وعده هاى الهى برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشایعت خواهند کرد، همچنین مورد خطاب قرار مى گیرد که از آلودگى ها پاک شدى و بهشت گوارایت باد.
پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه کند مورد رحمت قرار خواهد گرفت.
12- قالَ(علیه السلام): إنْ شَتَمَکَ رَجُلٌ عَنْ یَمینِکَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلى یَسارِکَ فَاعْتَذَرَ إلَیْکَ فَاقْبَلْ مِنْهُ.([12])
فرمود: چنانچه شخصى تو را بدگویى کند، و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهى و پوزش او را پذیرا باش.
13- قالَ(علیه السلام): عَجِبْتُ لِمَنْ یَحْتَمى مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، کَیْفَ لایَحْتَمى مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ.([13])
فرمود: تعجّب دارم از کسى که نسبت به تشخیص خوب و بد خوراکش اهتمام مى ورزد که مبادا ضررى به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و دیگر کارهایش اهمیّت نمى دهد، و نسبت به مفاسد دنیائى، آخرتى روحى، فکرى، اخلاقى و… بى تفاوت است.
14- قالَ(علیه السلام): مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً مِنْ جُوع أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّهِ، وَمَنْ سَقى مُؤْمِناً مِنْ ظَمَأ سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحیقِ الْمَخْتُومِ، وَمَنْ کَسا مُؤْمِناً کَساهُ اللّهُ مِنَ الثّیابِ الْخُضْرِ.([14])
فرمود: هرکس مؤمن گرسنه اى را طعام دهد خداوند او را از میوه هاى بهشت اطعام مى نماید، و هر که تشنه اى را آب دهد خداوند از چشمه گواراى بهشتى سیرآبش مى گرداند، و هرکس برهنه اى را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتى ـ که بهترین نوع و رنگ مى باشد ـ خواهد پوشاند.
15- قالَ(علیه السلام): إنَّ دینَ اللّهِ لایُصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَهِ، وَالاْراءِ الْباطِلَهِ، وَالْمَقاییسِ الْفاسِدَهِ، وَلایُصابُ إلاّ بِالتَّسْلیمِ، فَمَنْ ـ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، ومَنِ اهْتَدى بِنا هُدِىَ، وَمَنْ دانَ بِالْقِیاسِ وَالرَّأْىِ هَلَکَ.([15])
فرمود: به وسیله عقل ناقص و نظریه هاى باطل، و مقایسات فاسد و بى اساس نمى توان احکام و مسائل دین را به دست آورد; بنابراین تنها وسیله رسیدن به احکام واقعى دین، تسلیم محض مى باشد; پس هرکس در مقابل ما اهل بیت تسلیم باشد از هر انحرافى در امان است و هر که به وسیله ما هدایت یابد خوشبخت خواهد بود.
و شخصى که با قیاس و نظریات شخصى خود بخواهد دین اسلام را دریابد، هلاک مى گردد.
16- قالَ(علیه السلام): الدُّنْیا سِنَهٌ، وَالاْخِرَهُ یَقْظَهٌ، وَنَحْنُ بَیْنَهُما أضْغاثُ أحْلامِ.([16])
فرمود: دنیا همچون نیمه خواب (چرت) است و آخرت بیدارى مى باشد و ما در این میان رهگذر، بین خواب و بیدارى به سر مى بریم.
17- قالَ(علیه السلام): مِنْ سَعادَهِ الْمَرْءِ أنْ یَکُونَ مَتْجَرُهُ فى بِلادِهِ، وَیَکُونَ خُلَطاؤُهُ صالِحینَ، وَتَکُونَ لَهُ أوْلادٌ یَسْتَعینُ بِهِمْ.([17])
فرمود: از سعادت مرد آن است که در شهر خود کسب و تجارت نماید و شریکان و مشتریانش افرادى صالح و نیکوکار باشند، و نیز داراى فرزندانى باشد که کمک حال او باشند.
18- قالَ(علیه السلام): آیاتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، کُلَّما فُتِحَتْ خَزانَهٌ، فَیَنْبَغى لَکَ أنْ تَنْظُرَ ما فیها.([18])
فرمود: هر آیه اى از قرآن، خزینه اى از علوم خداوند متعال است، پس هر آیه را که مشغول خواندن مى شوى، در آن دقّت کن که چه مى یابى.
19- قالَ(علیه السلام): مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ بِمَکَّه لَمْ یَمُتْ حَتّى یَرى رَسُولَ اللّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم)، وَیَرَى مَنْزِلَهُ فى الْجَنَّهِ.([19])
فرمود: هر که قرآن را در مکّه مکرّمه ختم کند، نمى میرد مگر آن که حضرت رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم); و نیز جایگاه خود را در بهشت رؤیت مى نماید.
20- قال(علیه السلام): یا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ یَحِجَّ اسْتَبْشَرُوا بِالْحاجِّ إذا قَدِمُوا فَصافِحُوهُمْ وَعَظِّمُوهُمْ، فَإنَّ ذلِکَ یَجِبُ عَلَیْکُمْ تُشارِکُوهُمْ فى الاْجْرِ.([20])
فرمود: شماهائى که به مکّه نرفته اید و در مراسم حجّ شرکت نکرده اید، بشارت باد شماها را به آن حاجیانى که بر مى گردند، با آن ها ـ دیدار و ـ مصافحه کنید تا در پاداش و ثواب حجّ آن ها شریک باشید.
21- قالَ(علیه السلام): الرِّضا بِمَکْرُوهِ الْقَضاءِ، مِنْ أعْلى دَرَجاتِ الْیَقینِ.([21])
فرمود: شادمانى و راضى بودن به سخت ترین مقدّرات الهى از عالى ترین مراتب ایمان و یقین خواهد بود.
22- قالَ(علیه السلام): ما مِنْ جُرْعَه أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ جُرْعَتَیْنِ: جُرْعَهُ غَیْظ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْم، أَوْ جُرْعَهُ مُصیبَه رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْر.([22])
فرمود: نزد خداوند متعال حالتى محبوب تر از یکى از این دو حالت نیست: حالت غضب و غیظى که مؤمن با بردبارى و حلم از آن بگذرد و دیگرى حالت بلا و مصیبتى که مؤمن آن را با شکیبائى و صبر بگذراند.
23- قالَ(علیه السلام): مَنْ رَمَى النّاسَ بِما فیهِمْ رَمَوْهُ بِما لَیْسَ فیِهِ.([23])
فرمود: هرکس مردم را عیب جوئى کند و عیوب آنان را بازگو نماید و سرزنش کند، دیگران او را متهّم به غیر واقعیّات مى کنند.
24- قالَ(علیه السلام): مُجالَسَهُ الصَّالِحیِنَ داعِیَهٌ إلى الصَّلاحِ، وَ أَدَبُ الْعُلَماءِ زِیادَهٌ فِى الْعَقْلِ.([24])
فرمود: هم نشینى با صالحان انسان را به سوى صلاح و خیر مى کشاند; و معاشرت و هم صحبت شدن با علماء، سبب افزایش شعور و بینش مى باشد.
25- قالَ(علیه السلام): إنَّ اللّهَ یُحِبُّ کُلَّ قَلْب حَزین، وَ یُحِبُّ کُلَّ عَبْد شَکُور.([25])
فرمود: همانا خداوند مهربان دوست دارد هر قلب حزین و غمگینى را (که در فکر نجات و سعادت خود باشد); و نیز هر بنده شکرگذارى را دوست دارد.
26- قالَ(علیه السلام): إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَم یَشْرُفُ عَلى جَمیعِ جَوارِحِهِ کُلَّ صَباح فَیَقُولُ: کَیْفَ أصْبَحْتُمْ؟
فَیَقُولُونَ: بِخَیْر إنْ تَرَکْتَنا، إنَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بِکَ.([26])
فرمود: هر روز صبحگاهان زبان انسان بر تمام اعضاء و جوارحش وارد مى شود و مى گوید: چگونه اید؟ و در چه وضعیّتى هستید؟
جواب دهند: اگر تو ما را رها کنى خوب و آسوده هستیم، چون که ما به وسیله تو مورد ثواب و عقاب قرار مى گیریم.
27- قالَ(علیه السلام): ما تَعِبَ أوْلِیاءُ اللّهُ فِى الدُّنْیا لِلدُّنْیا، بَلْ تَعِبُوا فِى الدُّنْیا لِلاْخِرَهِ.([27])
فرمود: دوستان و اولیاء خدا در فعالیّت هاى دنیوى خود را براى دنیا به زحمت نمى اندازند و خود را خسته نمى کنند بلکه براى آخرت زحمت مى کِشند.
28- قالَ(علیه السلام): لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فِى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْبِسَفْکِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.([28])
فرمود: چنانچه مردم منافع و فضایل تحصیل علوم را مى دانستند هر آینه آن را تحصیل مى کردند گرچه با ریخته شدن و یا فرو رفتن زیر آب ها در گرداب هاى خطرناک باشد.
29- قال(علیه السلام): لَوِ اجْتَمَعَ أهْلُ السّماءِ وَ الاْرْضِ أنْ یَصِفُوا اللّهَ بِعَظَمَتِهِ لَمْ یَقْدِرُوا.([29])
فرمود: چنانچه تمامى اهل آسمان و زمین گِرد هم آیند و بخواهند خداوند متعال را در جهت عظمت و جلال توصیف و تعریف کنند، قادر نخواهند بود.
30- قالَ(علیه السلام): ما مِنْ شَیْىء أحبُّ إلى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّهِ بَطْن وَفَرْج، وَما شَیْىءٌ أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ أنْ یُسْألَ.([30])
فرمود: بعد از معرفت به خداوند چیزى محبوب تر از دور نگه داشتن شکم و عورت ـ از آلودگى ها و هوسرانى ها و گناهان ـ نیست، و نیز محبوبترین کارها نزد خداوند مناجات و درخواست نیازمندیها به درگاهش مى باشد.
31- قالَ(علیه السلام): إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّهُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ.([31])
فرمود: با فضیلت ترین ومهمترین مجاهدت ها، عفیف نگه داشتن شکم و عورت است ـ از چیزهاى حرام و شبهه ناک ـ .
32- قالَ(علیه السلام): إبْنَ آدَم إنَّکَ مَیِّتٌ وَمَبْعُوثٌ وَمَوْقُوفٌ بَیْنَ یَدَىِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ جَواباً.([32])
فرمود: اى فرزند آدم! (اى انسان! تو) خواهى مُرد و سپس محشور مى شوى و در پیشگاه خداوند متعال جهت سؤال و جواب احضار خواهى شد، پس جوابى (قانع کننده و صحیح در مقابل سؤال ها) مهیّا و آماده کن.
33- قالَ(علیه السلام): نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِى وَجْهِ أخِیهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّهِ وَالْمَحَبَّهِ لَهُ عِبادَه.([33])
فرمود: نظر کردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روى علاقه و محبّت عبادت است.
34- قالَ(علیه السلام): إیّاکَ وَمُصاحَبَهُ الْفاسِقِ، فَإنّهُ بائِعُکَ بِأکْلَه أَوْ أقَلّ مِنْ ذلِکَ وَإیّاکَ وَمُصاحَبَهُ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فى کِتابِ اللّهِ.([34])
فرمود: بر حذر باش از دوستى و همراهى با فاسق چون که او به یک لقمه نان و چه بسا کمتر از آن هم، تو را مى فروشد; و مواظب باش از دوستى و صحبت کردن با کسى که قاطع صله رحم مى باشد چون که او را در کتاب خدا ملعون یافتم.
35- قالَ(علیه السلام): أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم ثَلاثُ ساعات: السّاعَهُ الَّتى یُعایِنُ فیها مَلَکَ الْمَوْتِ، وَالسّاعَهُ الَّتى یَقُومُ فیها مِنْ قَبْرِهِ، وَالسَّاعَهُ الَّتى یَقِفُ فیها بَیْنَ یَدَیِ الله تَبارَکَ وَتَعالى، فَإمّا الْجَنَّهُ وَإمّا إلَى النّارِ.([35])
فرمود: مشکل ترین و سخت ترین لحظات و ساعات دوران ها براى انسان، سه مرحله است:
1 ـ آن موقعى که عزرائیل بر بالین انسان وارد مى شود و مى خواهد جان او را برگیرد.
2 ـ آن هنگامى که از درون قبر زنده مى شود و در صحراى محشر به پا مى خیزد.
3 ـ آن زمانى که در پیشگاه خداوند متعال ـ جهت حساب و کتاب و بررسى اعمال ـ قرار مى گیرد و نمى داند راهى بهشت و نعمت هاى جاوید مى شود و یا راهى دوزخ و عذاب دردناک خواهد شد.
36- قالَ(علیه السلام): إذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شیعَتِنا الْعاهَهَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ کُزُبُرِ الْحَدیدِ، وَجَعَلَ قُوَّهَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّهَ أرْبَعینَ رَجُلاً.([36])
فرمود: هنگامى که قائم ما ( حضرت حجّت، روحى له الفداء و عجّ) قیام و خروج نماید خداوند بلا و آفت را از شیعیان و پیروان ما بر مى دارد ودل هاى ایشان را همانند قطعه آهن محکم مى نماید، و نیرو و قوّت هر یک از ایشان به مقدار نیروى چهل نفر دیگران خواهد شد.
37- قالَ(علیه السلام): عَجَباً کُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَتَرَکَ دارَ الْبقاء.([37])
فرمود: بسیار عجیب است از کسانى که براى این دنیاى زودگذر و فانى کار مى کنند و خون دل مى خورند ولى آخرت را که باقى و ابدى است رها و فراموش کرده اند.
38- قالَ(علیه السلام): رَأْیْتُ الْخَیْرَ کُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِى قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِى أیْدِى النّاسِ.([38])
فرمود: تمام خیرات و خوبى هاى دنیا و آخرت را در چشم پوشى و قطع طَمَع از زندگى و اموال دیگران مى بینم (یعنى قناعت داشتن).
39- قالَ(علیه السلام): مَنْ لَمْ یَکُنْ عَقْلُهُ أکْمَلَ ما فیهِ، کانَ هَلاکُهُ مِنْ أیْسَرِ ما فیهِ.([39])
فرمود: کسى که بینش و عقل خود را به کمال نرساند ـ و در رُکود فکرى و فرهنگى بسر برد ـ به سادگى در هلاکت و گمراهى و سقوط قرار خواهد گرفت.
40- قالَ(علیه السلام): إنَّ الْمَعْرِفَهَ، وَکَمالَ دینِ الْمُسْلِمِ تَرْکُهُ الْکَلامَ فیما لایُغْنیهِ، وَقِلَّهُ ریائِهِ، وَحِلْمُهُ، وَصَبْرُهُ، وَحُسْنُ خُلْقِهِ.([40])
فرمود: همانا معرفت و کمال دین مسلمان در گرو رهاکردن سخنان و حرف هائى است که به حال او ـ و دیگران ـ سودى ندارد.
همچنین از ریا و خودنمائى دورى جستن; و در برابر مشکلات زندگى بردبار و شکیبا بودن; و نیز داراى اخلاق پسندیده و نیک سیرت بودن است.
———————————————————————
پی نوشت ها :
[1] ـ تحف العقول: ص204، بحارالأنوار: ج 75، ص 141، ح 3.
[2] ـ تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 75، ص 140، ح 3.
[3] ـ مشکاه الأنوار: ص 172، بحارالأنوار: ج 66، ص 385، ح 48.
[4] ـ مشکاه الأنوار: ص 246، بحارالأنوار: ج 67، ص 64، ح 5.
[5] ـ تحف العقول: ص 186، بحارالأنوار: ج 71، ص 12، ح 2.
[6] ـ تحف العقول: ص 203، بحارالأنوار: ج 75، ص 139، ح 3.
[7] ـ تحف العقول: ص 210، بحارالأنوار: ج 75، ص 136، ح 3.
[8] ـ تحف العقول: ص201، بحارالأنوار: ج 75، ص 136، ح 3.
[9] ـ مشکاه الأنوار: ص 232، س 20، بحارالأنوار: ج 78، ص 50، ح 77.
[10] ـ مشکاه الأنوار: ص 166، س 3.
[11] ـ مشکاه الأنوار: ص 207، س 18.
[12] ـ مشکاه الأنوار: ص 229، س 10، بحارالأنوار: ج 78، ص 141، ح 3.
[13] ـ أعیان الشّیعه: ج 1، ص 645، بحارالأنوار: ج 78، ص 158، ح 19.
[14] ـ مستدرک الوسائل: ج 7، ص 252، ح 8.
[15] ـ مستدرک الوسائل: ج 17، ص 262، ح 25.
[16] ـ تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 343، س 20.
[17] ـ وسائل الشیعه: ج 17، ص 647، ح 1، ومشکاه الأنوار: ص 262.
[18] ـ مستدرک الوسائل: ج 4، ص 238، ح 3.
[19] ـ من لا یحضره الفقیه: ج 2، ص 146، ح 95.
[20] ـ همان مدرک: ج 2، ص 147، ح97.
[21] ـ مستدرک الوسائل: ج 2، ص 413، ح 16.
[22] ـ مستدرک الوسائل: ج 2، ص 424، ح 21.
[23] ـ بحار الأنوار: ج 75، ص 261، ح 64.
[24] ـ بحارالأنوار: ج 1، ص 141، ضمن ح 30، و ج 75، ص 304.
[25] ـ کافى: ج 2، ص 99، بحارالأنوار: ج 71، ص 38، ح 25.
[26] ـ اصول کافى: ج 2، ص 115، وسائل الشّیعه: ج 12، ص 189، ح 1.
[27] ـ بحارالأنوار: ج 73، ص 92، ضمن ح 69.
[28] ـ اصول کافى: ج 1، ص 35، بحارالأنوار: ج 1، ص 185، ح 109.
[29] ـ اصول کافى: ج 1، ص 102، ح 4.
[30] ـ تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 78، ص 41، ح 3.
[31] ـ مشکاه الأنوار: ص 157، س 20.
[32] ـ تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 70، ص 64، ح 5.
[33] ـ تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 78، ص 140، ح 3.
[34] ـ تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 74، ص 196، ح 26.
[35] ـ بحار الأنوار: ج 6، ص 159، ح 19، به نقل از خصال شیخ صدوق.
[36] ـ خصال: ج 2، ص 542، بحارالأنوار: ج 52، ص 316، ح 12.
[37] ـ بحارالأنوار: ج 73، ص 127، ح 128.
[38] ـ اصول کافى: ج 2، ص 320، بحارالأنوار: ج 73، ص 171، ح 10.
[39] ـ بحارالأنوار: ج 1، ص 94، ح 26، به نقل از تفسیر امام حسن عسکرى (علیه السلام).
[40] ـ تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 2، ص 129، ح 11.